ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٥٥ - (٨٧٠) باب يكم تا دوازدهم
ابراهيم بودند. خدا يگانهيى ست كه دوم ندارد. دومى كه سومى نداشتند: آدم و حواست. سه: جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل است. چهار: تورات و انجيل و زبور و قرآن است. پنج: پنج نماز شبانه روز است، كه بر پيامبر فرض شده. شش: گفته خداست كه آسمانها و زمين را در شش روز بيافريد. هفت گفتار خداست كه:
بالاى سر شما هفت سازمان استوار ساختيم. هشت گفتار خداست كه در اين روز عرش پروردگار ترا هشت تن بردارند. نه: معجزات موسى ٧ است. ده گفتار خداست كه با موسى سى شب وعده نهاد. و به ده ديگر آن را كامل ساخت. يازده: گفتار يوسف است كه به پدر خود گفت در خواب يازده ستاره را ديدم. دوازده گفته خدا به موسىست كه عصاى خود را به سنگ بزن تا دوازده چشمه از آن بجوشد. راوى گفته: جهودان به على گفتند: گواهى مىدهيم به يگانگى خدا و پيامبرى محمد و پسر عم بودن تو پيامبر را. و به عمر گفتند: كه گواهى دهيم كه اين از تو شايستهتر است براى جانشينى از پيامبر. مترجم گويد از برداشت اين خبر معلوم است كه ساختگىست، هيچ گاه جهودان اين جرأت و جسارت را داشتند با خلفاى اسلامى چنين گستاخانه سخن رانند و استدلالاتى كه بيشتر از قرآن ما مسلمانان است از على بپذيرند. بر فرض صحت اين داستان لا بد براى تفرق ميان زمامداران اسلام دست به اين سخنان مىزدند و به ريش ما مىخنديدند.