ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٧ - (٨٢٦) على از پيامبر به ده چيز بهرهمند شد
در محشر از همه به من نزديكترى، جاى من و تو در بهشت چون دو برادر روبرويست. تو وصى، تو ولى، تو وزيرى. دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست، دوست تو دوست من است و دوست من، دوست خداست.
امام محمد باقر از پدران خود روايت كرده كه على گفت: از پيامبر «ص» ده چيز از آن من است كه به جاى يكى از آنها به آنچه خورشيد بر آن بتابد و فرو شود و نمايد شادمان نيستم. يكى از ياران وى پرسيد آنها كدام است؟. گفت: پيامبر به من گفت: اى على تو وصى و تو وزيرى و تو جانشين من در دودمان و دارايى من هستى، دوست تو دوست من است و دشمن تو دشمن من، تو سرور مسلمانانى بعد از من و تو برادر منى و در محشر از همه به من نزديكترى و در جهان و جاويدان درفشدار منى.
باز از امام صادق روايت شده كه گفت: امير المؤمنين على گفت: از پيامبر ده منش از آن من است كه به جاى يكى از آنها آنچه خورشيد به آن بتابد مرا شادمان نكند. گفت: تو در جهان و جاويدان برادر من هستى، تو در محشر از همه به من نزديكترى، جاى تو در بهشت برابر جاى من است، چنان كه برادران دينى مقابل يك ديگر باشند، تو در دنيا و عقبى درفشدار منى، وصى منى، وارث منى در دودمان و دارايى من و نسبت به مسلمانان پس از من جانشينى، شفاعت تو شفاعت من است، دوست تو دوست من است و دوست من دوست خداست، دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خدا باشد.