ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٧٩ - (٩٠٩) سليم بن قيس هلالى گفته
گردد، گفت: درست گفتى همين است. صدوق گفته: من اين حديث را از چند طريق در كتاب اوائل نوشتهام.
ترجمه
(٩٠٩) سليم بن قيس هلالى گفته:
از عبد اللَّه بن جعفر طيار شنيدم كه مىگفت: من با امام حسن و امام حسين و عبد اللَّه بن عباس و عمر بن أبى سلمه و أسامة بن زيد نزد معاويه بوديم، ميان من و معاويه سخنى در افتاد، من به معاويه گفتم: كه من خود از پيامبر شنيدم كه مىگفت: من به مؤمنان از ايشان اولى هستم، سپس برادرم على بن ابى طالب ٧ بر مؤمنان از ايشان اولىست و چون على شهيد شد، حسن بن على به مؤمنان از ايشان اولىست پس از او فرزندم حسين به مؤمنان از ايشان اولىست و چون شهيد شد فرزندش على بن الحسين اكبر به مؤمنان از ايشان اولىست، سپس فرزندم محمد بن على الباقر به مؤمنان از ايشان اولىست، اى حسين تو او را ادراك كنى پس دوازده امام كامل مىشوند كه نه تن از آنان از فرزندان حسين هستند. عبد اللَّه بن جعفر گفته: سپس حسن و حسين و عبد اللَّه بن عباس و عمر بن ابى سلمه و أسامة بن زيد را گواه خواستم: براى من نزد معاويه گواهى دادند. و سليم بن قيس گفته: من همين حديث را از سلمان و ابو ذر و مقداد شنيدم و همه ياد آور شدند كه ما از پيامبر شنيدهايم.