ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٠٧
الحسين بن ابراهيم بن هشام المكتب- صدوق در خصال در باب چهارم هرگاه از وى نقل حديث مىكند براى وى (رضى اللّه عنه) مىنگارد كه كاشف از درستى ويست. در تنقيح المقال در حق وى گفته: حسن ان لم يكن ثقة.
الحسين بن ابراهيم ناتانه- صدوق هرگاه از وى در خصال در باب چهارم ياد مىكند براى وى رضى اللّه عنه مىنگارد و اين دلالت بر درستى وى و اعتماد صدوق بر او مىكند. گفتهاند. ناتانه كلمه فارسىست به معنى ناتوان است. در تنقيح گفته: حسن ان لم يكن ثقة.
الحسين بن اسكيب المروزى- ظاهرا دو تن در كتب رجال به نام حسين بن اسكيب المروزيست و ديگرى حسين بن اسكيب قمى خادم القبر و هر دو را در تنقيح- المقال ثقه نوشته است.
الحسين بن احمد بن ادريس- وى مورد اعتماد صدوق است. در خصال در باب دوم از وى نقل حديث كرده در كتب رجال كسى بنام حسين بن احمد بن ادريس نديدم.
حماد بن عمرو- حماد بن عمرو در كتب دو تناند يكى حماد بن عمرو الصنعانى و ديگرى حماد بن عمرو بن معروق العبسى و هر دو امامى مجهول هستند. صدوق در خصال در باب هفتم از او نقل حديث كرده است.
و اما حماد بن عمرو كه صدوق از او روايت مىكند وى از امام جعفر بن محمد نقل حديث مىكند.
حماد بن عمرو- شايد وى همان حماد بن عمرو- العبسى باشد كه امامى مجهول است مانند سابق خود.
حمزة بن عبد المطلب- مكنى به ابى يعلى وى يكى از اعمام رسول اكرم است و مادر وى دختر وهيب بن عبد مناف بود سنا چهار سال از پيامبر كلانتر بود.
پانامش اسد اللّه و اسد رسوله است. پيامبر ميان او و زيد بن حارثه عقد برادرى خواند. حمزه بسيار از رسول طرفدارى مىكرد و او مسلمان و در عين حال از اصحاب رسول بود. حمزه در جنگ احد در ١٥ شوال سال سوم هجرى كشته شد.
حمزة بن محمد بن احمد العلوى- صدوق در خصال در باب ٦ از وى بىواسطه نقل حديث كرده است و براى وى رضى اللّه عنه نوشته كه دلالت بر اعتماد ويست بر او.
حمزة بن عمارة البربرى- وى يكى از هفت تنى بود كه مورد لعن امام جعفر بن محمد واقع شده، چون از غلات بود، در تنقيح المقال در حق وى گفته:
ضعيف لعنه الصادقان. يعنى امام باقر و امام صادق.
حنان بن سدير- وى حنان بن سدير بن حكيم بن صهيب الصيرفىست. كه مكنى به ابى الفضل بود. شيخ طوسى در كتاب رجال خود او را از اصحاب امام جعفر بن محمد گفته. و گاهى نيز از اصحاب امام موسى بن جعفر، وى در كوفه ساكن بود و مذهب واقفى داشت در تنقيح المقال وى را ثقه يا موثق گفته.
حلبى- در عرف اهل حديث بر گروهى از آل ابى شعبه حلبى اطلاق مىشود و از جمله ايشان است:
محمد بن ابى شعبه و عبد اللّه بن على ابى شعبه و در اصطلاح اهل فقه مقصود ابو الصلاح تقى الحلبىست و نزد اهل سنت جماعتىست كه از آنجمله است: على بن برهان الدين حلبى شافعى گذشته به سال ١٠٤٤ هجرى مؤلف كتاب انسان العيون. در خصال در بابى نام برده ظاهرا مقصود عبيد اللّه حلبىست. تنقيح وى را ثقه گفته است.