ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٨٩
اعلام خصال صدوق
ابو احمد الحسن بن عبد اللّه العسكرى- صاحب مؤلفات سودمند و از پيشوايان ادب است و از مشائخ صدوق، در كتاب خصال و عيون الاخبار و توحيد و معانى الاخبار از او بسيار ياد كرده. در قرن چهارم هجرى مىزيسته.
ابو احمد محمد بن جعفر البندار الشافعى الفرغانى- از روات اسناد خصال در باب دوم است، از ممدوح يا مذموم بودن وى چيزى نيافتم.
ظاهرا از مشائخ صدوق بوده و صدوق در فرغانه از شهرهاى تركستان از وى نقل حديث كرده است و از دانايان مذهب شافعى بوده است.
ابو احمد القاسم بن محمد السراج الهمدانى- از روات باب سوم خصال است. گويا صدوق در همدان از وى روايت كرده چنانكه صدوق خود گفته در سال ٣٥٤ هجرى محرم او را ديده است.
ابو اسحاق الشيبانى- صدوق در خصال از وى روايت كرده است از حالات وى چيزى نيافتم. گويا مجهول است.
ابو اسحاق ابراهيم بن محمد الحافظ- صدوق در خصال بسيار از وى روايت كرده. ظاهرا از فضلاى قرن چهارم هجريست.
ابو امامه- صدوق در خصال فقط به عنوان ابى امامه از او نقل حديث كرده، شايد همان ابو امامه باهلى است كه از طرفداران على بن ابى طالب بود و از پيامبر روايت مىكرد و نامش در باب ششم آمده.
ابو ايوب الانصارى- وى از اصحاب رسول اكرم است و نامش خالد بن زيد انصاريست. مورد توجه پيامبر بود. به سال ٥١ هجرى در زمان معاويه در لشگر اسلام با روميان جنگيد تا در نزد قسطنطين درگذشت. در تنقيح المقال گفته: وى خالد بن زيد بن كليب بن ثعلبة بن عوف بن غنم بن مالك بن النجار ابو ايوب الانصارى الخزرجى النجار است در حق وى گفته: حسن بل ثقة.
ابو ايوب- صدوق در خصال در بعضى از ابواب آن گاهى ابو ايوب گفته، معلوم نكرده كه بوده، شايد همان ابو ايوب انصاريست.
ابو الاعور از اصحاب عقبه- از حذيفة بن اليمان روايت شده در شبى كه پيامبر از جنگ تبوك باز مى- گشت چهارده تن قصد آزار و گزند به وى كردند كه يكى از ايشان ابو الاعور بود.