ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٨٧ - مقدمه اعلام خصال
مقدمه اعلام خصال
سنت در لغت به معنى راه و رسم است و در گويش شيعه قول و فعل و تقرير معصوم (يعنى پيامبر و امامان شيعه) ليك در مذهب اهل سنت اقوال و افعال صحابه و تابعين نيز جزو سنت است. گفتار و نگارشى كه قول و فعل و تقرير مذكور را حكايت كند خبر يا حديث نامند. خبر يا حديث دو گونه است: متواتر و غير متواتر. هر گاه گروهى كه سازش ايشان با يك ديگر عادتا غير ممكن باشد وقوع واقعهيى را حكايت كنند و خبر ايشان در شنونده ايجاد يقين كند آن خبر را اصطلاحا خبر متواتر گويند. و خبر متواتر بنفسه مفيد قطع است. اين خبر متواتر يا متواتر لفظىست يا متواتر معنوى. هر گاه تواتر در لفظ حديث باشد يعنى همه راويان به يك لفظ و عبارت نقل كرده باشند آن را متواتر به لفظ گويند مانند: «حديث
الاعمال بالنيات
» كه همه روات به همين لفظ آن را نقل كردهاند. و هر گاه معنا متفق باشد ليك لفظا مختلف آن را متواتر معنوى نامند مانند: «جوانمردى حاتم».
خبر متواتر را شروطىست، برخى متعلق به گزارش دهندگان است و بعضى به شنوندگان. شروط گزارش دهندگان آنست كه از جهت شماره افراد به اندازهيى باشد كه اتفاق كذب عادتا ممتنع باشد. بلوغ به اندازه مذكور بايد در همه طبقات گزارش دهندگان رعايت شود، يعنى اگر خبر متواتر با چندين واسطه به ما رسيده باشد- بايد در هر طبقه عدد آن با عدد سابق يكسان باشد پس هر گاه در برخى به اندازه شرط باشد و در برخى نباشد آن خبر را متواتر نگويند. علم گزارش دهندگان بايد از راه حس باشد يعنى آنچه را ديدهاند يا شنيدهاند روايت كنند. بر اين تقدير نقل مسائل عقلى حدوث جهان يا قدم آن اگر چه بر حد تواتر نيز برسد مفيد علم نيست.
بايد شنونده قبلا عالم به معنى آن خبر نباشد- زيرا هر گاه قبلا عالم باشد ديگر حصول علم به واسطه خبر مذكور غير معقول است چون تحصيل حاصل است. شنونده از تعقيب عقيده مخالف دور باشد زيرا اگر قبلا عقيده بر خلاف معنى آن خبر داشته باشد در اين صورت خبر مذكور در او ايجاد قطع نخواهد كرد. روى اين قاعده اخبار به كرامات يا معجزات پيامبران با متواتر بودن آنها در مخالف ايجاد قطع نمىكند.
خبر غير متواتر- هر گاه خبر به حد تواتر نرسد آن را غير متواتر نامند اگر شماره روات آن يك يا دو يا سه تن باشند آن را خبر واحد يا آحاد نامند و اگر بيشتر از سه باشند آن را خبر مستفيض گفتهاند. هر گاه