ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٤٠ - (١٠٤٢) امير المؤمنين(ع) در مجلسى چهار صد سخن سودمند براى دين و دنياى مردم گفت
آن را باز پس فرستد تا به تن وى بازگردد. مؤمن به سوى قبله خيو ميفكند و هر گاه از فراموشى چنين كند، از خدا آمرزش خواهد. مكلف در جاى سجده مدمد. در خوراك و آشاميدنى خود مدمد. در بازو بند خود مدمد، آدمى تكيه بر دست افزار مخوابد از پشت بام در هوا مشاشد در آب روان مشاشد، و هر گاه اين كار كند، دردى بدو رسد جز خويشتن كس را نكوهش مكند، چون كه در آب و هوا نيز موجوداتى هستند، مرد بر روى مخوابد هر گاه كسى را ديديد بر روى خفته او را بيدار كنيد و مگذاريد چنين بخسبد، با حال كسل و چرت به نماز مايستيد.
در نماز به انديشه ديگرى فرو مرويد چون برابر خدا ايستادهايد، براى بنده آن نماز به شمار آيد كه با حضور قلب باشد. آنچه از خوان بيرون افتد آن را بخوريد چون درمان هر در دست به فرمان خدا براى هر كه به آن تندرستى بخواهد. پس از خوردن انگشتانى كه با آن خوراك خوردهايد بليسيد تا خدا به شما بركت دهاد. پوشاك پنبهيى بپوشيد كه پيامبر ٦ مىپوشيد و مو و پشم مپوشيد مگر براى سببى، پيامبر مىگفت: خدا زيباست و زيبايى را دوست دارد كه نشانه نعمت خويش را در بنده بنگرد. با خويشاوندان گرمى كنيد و اگر چه به درودى باشد، در قرآن گفته: بپرهيزيد از خدايى كه مورد پرستش وى قرار گيريد و از خويشاوندان كه خدا به شما ارزانى داشته: روز خود را به چنان و چنين و سخنان چه كرديم و چه خواهيم كرد تباه مسازيد زيرا بر شما گماشتگانى گذاشتهاند و به شمار شما رسيدگى مىكنند.
در هر جا خداى را بياد آوريد كه پيوسته با شماست بر محمد و دودمان وى درود فرستيد تا خدا به واسطه وى خواهش شما را برآورده كند خوراك گرم را بگذاريد تا سرد گردد پيامبر ٦ مىگفت: بگذاريد تا سرد گردد كه بركت در خوراك سرد است به سوى بالا مشاشيد و روى به باد نيز مشاشيد به كودكان خود كارهاى سودمند بياموزيد تا مرجئه اعتقادات خود را به ايشان بار مكنند.
زبان خويش را نگاهداريد و درود فرستيد به جاى آوردن كار را سودمند دانيد سپرده را به خداوندان آن باز پس دهيد اگر چه كشندگان فرزندان پيامبران باشند. در بازار به ياد خدا باشيد، چون مردمان را آنجا سرگرم به خود يابيد، تا سبب فزونى حسنات شما گردد. چون ماه رمضان رسد سفر مكنيد چون هر كه ماه رمضان را ديدار كرد بايد روزه بدارد در بادهگسارى و مسح به موزه تقيه روا نباشد.