ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٢٢ - (١٠٢٨) ادامه روايت
كدام است؟ گفت: آدم و حوا؟ پرسيد آن سهيى كه مىگويند كدام است؟ گفت: ترسايان گفتند: خدا سومين از آن سه است و اين دروغ است زيرا خدا فرزندى ندارد. پرسيد آن چهارگانه كدام است؟.
گفت: قرآن و زبور، تورات، و انجيل.
پرسيد آن پنجگانه كدام است؟ گفت: نمازهاى پنجگانه كه در شبانه روز واجب است. پرسيد آن شش كه هفت نيست كدام است؟. گفت: شش روزى كه خدا در آن آسمان و زمين را آفريد. پرسيد آن هفت كدام است؟. گفت: هفت در دوزخ كه برهماند. پرسيد آن هشت بىنه كدام است؟. گفت: هشت در بهشت.
پرسيد آن نه كدام است؟. گفت: نه دودمان قوم صالحاند كه در زمين تباهى مىكردند و براى اصلاح كارى نمىكردند پرسيد آن ده كدام است؟. گفت: ده روزه دهه. پرسيد آن يازده كدام است؟. گفت: سخن يوسف كه به پدر خود گفت: ديدم كه يازده ستاره با آفتاب و ماهتاب مرا نماز بردند، پرسيد آن دوازده كدام است؟. گفت: ماههاى سال. پرسيد آن بيست كدام است؟. گفت: بيست درمى كه يوسف را بدان فروختند پرسيد آن سى كدام است؟. گفت: سى روز ماه رمضان كه روزه آن بر هر مكلفى واجب است.
پرسيد آن چهل كدام است؟ گفت: ميقات موسى كه سى روز بود، خدا ده روز نيز بدان افزود. پرسيد آن پنجاه كدام است؟. گفت: نوح در ميان قوم خود را هزار سال مگر پنجاه صبر كرد. پرسيد آن شصت كدام است؟. گفت: حكم خدا در كفاره ظهار كه گفته: آنكه نتواند دو ماه روزه بدارد شصت بيچاره را خوراك دهد.