ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ١٣٧ - (٩٦٦) - پيشوا سى نشانه دارد
شده زائيده شود، پاكيزهترين مردم باشد، از پشت سر مانند پيش ببيند. سايه ندارد، چون از شكم مادر به زمين آيد بر دو كف دست بيفتد، آواز به شهادتين بلند كند، محتلم نشود يعنى در خواب، چشم وى بخوابد ليك دلش بيدار باشد، گفتار فرشتگان را شنود، زره پيامبر بر اندام وى رسا باشد، بول و غائط وى ديده نشود. چون خدا زمين را موكل كرده آنچه از وى بيرون آيد فرو برد، از آن بوى مشك آيد، به مردم از ايشان حكم رواتر است، از پدر و مادر بر ايشان مهربانتر است، از همه مردم نسبت به خدا فروتنتر است، به آنچه فرمان مىدهد از همه مردم با كردارتر است. از آنچه نهى مىكند از همه مردم كنارهگيرتر است، دعاى وى مستجاب باشد، هر گاه بخواهد سنگى شكافته گردد بگردد، نزد وى سلاح پيامبر و شمشير اوست، نزد وى صحيفهيى باشد كه در آن نام پيروان او تا روز قيامت نوشته شده، صحيفه ديگرى باشد كه نام دشمنان وى تا قيامت در آن نوشته شده، نزد وى طومار جامعه مىباشد كه درازى آن هفتاد گز است و در آن آنچه مردمان بدان نيازمند هستند تا قيامت در آن است جفر بزرگ و خرد نزد اوست و اين دو پوست است كه همه دانشها در آنها نوشته شده حتى ارش خراش تن و تأديب به تازيانهيى و نيم تازيانه و يك سوم تازيانه و مصحف فاطمه نزد ويست.