اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٣٧ - هدفمندى انسان
در روايت ديگرى از امامصادق عليه السلام اين مطلب با صراحت بيشترى بيان شده است:
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند عزوجل مىفرمايد: محبوبترين چيزى كه بندهاى با آن به من تقرب مىجويد، انجام واجبات است. بنده با انجام نوافل به اندازهاى به من نزديك مىشود كه محبوب من مىشود. هرگاه به اين مقام رسيد، من گوش او و چشم او و زبان او و دست او مىشوم. اگر مرا بخواند، اجابتش مىكنم و اگر از من بخواهد، خواستهاش را برآورده مىكنم.[١]
بدين ترتيب روشن مىشود بندگى خدا عين عزت و رفعت و كمال است، ولى اين مقام در صورتى بهدست مىآيد كه بنده آيين بندگى خدا را بداند. به بيان حافظ:
|
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن |
كه دوست خود روش بندهپرورى داند |
|
راه و رسم بندگى خدا را از كجا بايد جويا شد؟ ما نيز همانند غزالى معتقديم اين كيمياى بندگى كه انسان را از حضيض حيوانيت به اوج قرب ربوبى مىرساند جز در خزانه ربوبيت يافت نمىشود و خزانه خداى تعالى در زمين، دل پيغمبران است. پس هركه اين كيميا جز از حضرت نبوت جويد، راه غلط كرده باشد و آخر كار وى قلّابى، و حاصل كارش پندارى و گمانى باشد و در موسم قيامت افلاس وى پيدا شود و قلابى وى آشكارا گردد.[٢] از اين رو راه و رسم بندگى را بايد در متون اسلامى، يعنى قرآن و سنت جستجو كرد.
معارف بيانشده در قرآن و سنت سهگونهاند: اعتقادات، احكام و اخلاق. اعتقادات پايه و اساس احكام و اخلاق اسلامى را تشكيل مىدهد و احكام و اخلاق نيز بيانكننده دستورهاى عملىاند؛ با اين تفاوت كه احكام بيشتر ناظر به ظاهر اعمال و رفتار بنده است و اخلاق بيشتر ناظر به روح و باطن اعمال او. از اين رو مىتوان گفت بخش مهمى از آداب بندگى خدا در اخلاق اسلامى بيان شده و براى دست يافتن به كمال و سعادت راهى جز آشنايى عميق با
علم اخلاق اسلامى و تخلق به فضايل اخلاقى نيست. روايتى نبوى نيز مؤيد همين معناست:
إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ؛[٣] تنها براى تكميل فضايل اخلاقى برانگيخته شدم.
[١] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٣٥٢
[٢] - ابوحامد محمد غزالى، كيمياى سعادت، ص ٥
[٣] - ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسايل، ج ١١، ص ١٨٧