اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٧٣ - ٣ خوف و رجا(بيم و اميد)
نبود، عقل انسان به او فرمان شكرگزارى مىداد. در روايتى از على عليه السلام آمده است:
اولين چيزى كه در ارتباط با خدا بر شما واجب است، شكرگزارى از نعمتهاى خدا و جستجوى رضايت اوست.[١]
اگر خداوند براى سرپيچى از دستورهاى خود وعده عذابى هم نداده بود، انسان براى سپاسگزارى از نعمتهاى او، مىبايد از دستورهاى او سرپيچى نكند.[٢]
مفهوم شكر
شكر در لغت به معناى شناخت نعمت و سپاسگزارى از نعمتدهنده است. برخى از لغتشناسان گفتهاند شكر به اين معناست كه فرد با زبان از نعمتدهنده سپاسگزارى كند و خود را وقف اطاعت از او كرده، به خود بباوراند كه نعمتدهنده مولاى اوست. شكر خدا نيز به معناى اعتراف به نعمتهاى خداوند و سرپيچى نكردن از دستورهاى او است.[٣]
شكر سه عنصر دارد: شناختى، قلبى و رفتارى.[٤] عنصر شناختى شكر اين است كه آدمى بداند همه نعمتها از آنِ خداوند است و ديگران تنها واسطهاى ميان خداوند و اويند تا نعمتها به او رسد. عنصر قلبى آن است كه انسان با مشاهده نعمتهاى خداوند دلشاد شود و عنصر عملى نيز آن است كه نعمتهاى خداوند را در راهى كه او دستور داده، بهكار برد.
امامصادق عليه السلام مىفرمايد:
كسى كه خداوند نعمتى به او عطا كند و او قلباً بداند كه خداوند اين نعمت را به او داده است، شكر نعمت را به جا آورده است.[٥]
شكر نعمت، دورى از حرامهاست و اتمام شكر به اين است كه بگويد: الحمد لله رب العالمين.[٦]
[١] - محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٢، ص ١٤٨٤
[٢] - همان
[٣] - بنگريد به: ابنمنظور، لسان العرب؛ فخرالدين الطريحى، مجمع البحرين
[٤] - ابوحامد محمد غزالى، كيمياى سعادت، ج ٢، ص ٣٦٠
[٥] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٩٦
[٦] - همان