اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٤٧ - ٦ سخنان نيكو گفتن
مو را مىكارد، كسى كه از آن نگهبانى مىكند، كسى كه آن را مىفروشد، كسى كه آن را مىخرد، كسى كه آن را مىخورد، كسى كه بهاى آن را مصرف مىكند، كسى كه آب انگور را مىگيرد، كسى كه آن را حمل مىكند، كسى كه شراب را براى او مىبرند و ساقى آن.[١]
بدين ترتيب هر نوع همكارى در گناه مردود و مؤمن از آن منع شده است.
آثار هميارى در كارهاى نيك و ناهميارى در كارهاى زشت
مهمترين اثرى كه بر اين فضيلت اخلاقى مترتب مىشود، ارزش يافتن و اعتلاى ارزشهاى الهى و حاكميت يافتن ايمان و عمل صالح و تقوا از يكسو، و بىارزش شدن و از رواج افتادن رذيلتها از سوى ديگر است. مثال بارز اين هميارى را در صدر اسلام مىبينيم. در آن زمان، مسلمانان و پيامبراسلام صلى الله عليه و آله با هميارى يكديگر در مدتى كوتاه اسلام را نهتنها در سراسر جزيرة العرب، بلكه در ايران و روم گستراندند. اما نمونه آشكار هميارى نكردن در بِرّ و تقوا و همكارى كردن در گناه و تجاوز به حقوق مردم، حادثه كربلاست كه درنتيجه آن سالها حكومت ظلم و جور بر مردم چيره شد.
موانع هميارى در نيكىها و ناهميارى در زشتىها و راه از ميان بردن آنها
به نظر مىرسد مهمترين علت ناهميارى در بِرّ و تقوا، دورى از زيانهاى احتمالى جانى و مالى است؛ چنانكه اصلىترين عامل هميارى در گناه، نيز رسيدن به منافع مالى و جانى است.
بنابراين مؤمن براى گرفتار نشدن در اين رذيلت بايد بداند كه سود و زيان و سربلندى و خوارى در اختيار خداوند است:
مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ؛[٢] هر كس سربلندى مىخواهد، سربلندى يكسره از آنِ خداست. سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود، و كار شايسته به
[١] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٦، ص ٤٢٩
[٢] - فاطر( ٣٥): ١٠