اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٢٣ - تعريف علم اخلاق
پسنديده و ناپسند نيز مىداند، در حالى كه تعليم و تربيت به تبيين اين موضوع نمىپردازد، بلكه اين مقوله از اصول موضوعه آن است. دوم آنكه تعليم و تربيت تنها عهدهدار رشد و كمال اخلاقى انسان نيست، بلكه به ديگر ابعاد انسان مانند بعد علمى، حرفهاى و دينى نيز نظر دارد و سعى مىكند انسان را در اين زمينهها نيز به كمال برساند. بدين ترتيب رابطه اين دو علم، رابطه عموم و خصوص من وجه است.
علم اخلاق و روانشناسى: برخى روانشناسان در تعريف علم روانشناسى گفتهاند: علمى است كه درباره رفتار انسان و حيوان و كاربرد آن در حل مشكلات زندگى انسان به بحث مىپردازد.[١] البته روانشناسى محدود به مطالعه رفتارهاى ظاهرى انسان نيست، بلكه سعى دارد از راه رفتارهاى ظاهرى، عوامل ذهنى و روحى مؤثر بر رفتارها را نيز شناسايى كند. به عبارت ديگر روانشناسى درصدد است بداند انسان چه رفتارهايى را انجام مىدهد و چرا و چگونه؟ به عنوان مثال يادگيرى كه رفتارى انسانى است، مطالعه مىشود تا روشن گردد انسان چه رفتارهايى را مىآموزد؟ چگونه مىآموزد؟ و چه عواملى بر يادگيرى او مؤثرند؟ كه حاصل اين تحقيقات با عنوان نظريههاى يادگيرى، در روانشناسى مطرح شده است. اين گزارهها جملگى توصيفىاند. اما كار روانشناس محدود به اين نيست، بلكه مىكوشد با استفاده از اين گزارههاى توصيفى، مشكلات انسان را در زمينههاى مختلف يادگيرى حل كند. براى مثال، روانشناس سعى دارد شيوههاى تدريس يا شيوههاى مطالعهاى را طراحى كند كه ميزان يادگيرى و عمق يادگيرى را افزايش دهد. بنابراين روانشناسى، هم شامل گزارههاى توصيفى است و هم شامل گزارههاى تجويزى. در مقابل، علم اخلاق تنها شامل گزارههاى تجويزى است؛ بدين بيان كه تنها به ما مىگويد چه صفتها و رفتارهايى خوب است و با استفاده از چه روشهايى مىتوان آنها را در انسان ايجاد كرد.
از سوى ديگر روانشناسى، رفتارهاى انسان در حيطههاى مختلف- مانند رفتارهاى اخلاقى، دينى، علمى، عاطفى و زيستى انسان- را مطالعه كرده، از آن براى بهبود رفتارهاى انسان در اين زمينهها بهره مىجويد. اما علم اخلاق تنها به مطالعه بعد اخلاقى انسان و رشد و هدايت آن مىپردازد.
[١] -
١.؛، ٧،. ٤