اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٨٤ - ٢ پيروى از هواى نفس
خلاصه آنكه حسد همانگونه كه اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد؛ درختى است كه ميوهاى جز بدبختى دنيا و آخرت ندارد.[١] از اين رو بر هر مؤمنى است كه براى پاك كردن قلب خود از اين صفت بكوشد.
منشأ حسد و راه مبارزه با آن
براى اينكه بدانيم چگونه و با چه شيوهاى مىتوانيم با اين صفت مبارزه كنيم، نخست بايد علتها و ريشههاى پيدايش حسد را بررسى كنيم. ملااحمد نراقى شش منشأ و علت براى حسد برمىشمرد:
١. خباثت و پستى نفس: چنين كسى به سبب خبث باطن نمىتواند نعمتى را بر ديگران ببيند. به همين رو، از نعمت و آسايش و رفاه ديگران غمگين و از بدبختى و رنج ديگران خوشحال مىشود.
٢. دشمنى: چرا كه هر كسى دوست دارد دشمنش خوار و زبون باشد.
٣. ميل به شهرت و آوازه: چنين كسى دوست ندارد رقيبى براى او وجود داشته باشد.
٤. رقابت: زيرا هر دو در صدد رسيدن به يك مطلوباند و موفقيت يكى به معناى شكست ديگرى است.
٥. تكبر: شخص متكبر دوست ندارد كسى با او همرتبه يا از او بالاتر باشد.
٦. تعزز: طبع شخص نمىپذيرد كه ديگرى بر او گردنكشى كند، از اين رو دوست ندارد ديگران صاحب نعمت و مكنتى شوند و بر او فخر بفروشند.
همه اينها را مىتوان در دوستى دنيا و نعمتهاى آن خلاصه كرد و گفت منشأ حسد چيزى جز دوستى دنيا و نعمتهاى آن و از سويى ممكن نبودن دسترسى همه مردم به آن نعمتها نيست.[٢]
فيض كاشانى كينه را نيز يكى از ريشههاى حسد مىداند:
حسد نتيجه كينه و كينه خود حاصل خشمى است كه نتوانسته ارضا شود. كينه آن است
[١] - تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص ٢٩٩.
[٢] - بنگريد به: ملااحمد نراقى، معراج السعاده، ص ٢٣٢- ٢٢٩.