اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٦٧ - مصداقهاى اهتمام به امور مسلمانان
خواستههاى خداوند است. بنابراين اگر كسى بر اثر تهذيب و تزكيه نفس به مرتبهاى از كمال برسد كه مثلًا نماز و انفاق را دوست بدارد و بر اين اساس نماز بخواند و صدقه بدهد، كار ناشايستى مرتكب نشده، هرچند اين كارها مطابق ميل و گرايش اوست. در هر صورت، هواى نفس در متون اسلامى همواره به معناى ميلها و گرايشهاى مخالف با دستورهاى خداوند است. امامصادق عليه السلام از قول پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
از امت من آنكه از چهار خصلت در امان باشد، بهشت از آنِ اوست: دنيا پرستى، پيروى از هواى نفس، شهوت شكم و شهوت دامن.[١]
آيتالله مكارم شيرازى در اين باره مىنويسد:
بىشك در وجود انسان غرايز و اميال گوناگونى است كه همه آنها براى ادامه حيات او ضرورت دارد: خشم و غضب، علاقه به خويشتن، علاقه به مال و زندگى مادى و امثال اينها.
بدون ترديد دستگاه آفرينش همه اينها را براى همان هدف تكاملى آفريده است. اما مهم اين است كه گاه اينها از حد تجاوز مىكنند ... و از صورت يك ابزار مطيع در دست عقل درمىآيند و بناى طغيان و ياغىگرى مىگذارند؛ عقل را زندانى كرده و بر كل وجود انسان حاكم مىشوند و زمام اختيار او را در دست مىگيرند. اين همان چيزى است كه از آن به «هواپرستى» تعبير مىكنند كه از تمام انواع بتپرستى خطرناكتر است، بلكه بتپرستى نيز از آن ريشه مىگيرد.[٢]
آثار پيروى از هواى نفس
در متون اسلامى پيامدهاى سوء پيروى از هواى نفس بهدقت بيان گشته كه ما تنها به اختصار برخى از آنها را بيان مىكنيم:
١. گمراه كردن انسان: بر پايه بسيارى از آيات و روايات، پيروى از هواى نفس توانايى تشخيص را از انسان سلب مىكند. اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايد:
اگر از خواستههاى خود پيروى كنى، تو را گنگ و كور و پست و سرنوشتت را فاسد مىكند.[٣]
[١] - ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسايل، ج ١٢، ص ١١٠
[٢] - ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، جلد ١٥، ص، ١٠٣
[٣] - تميمى آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ص ٣٠٧