اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٧٥ - منشأ خوف و رجا
در آيهاى ديگر آمده است:
فَاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِى وَلَا تَكْفُرُونِ؛[١] پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم؛ و شكرانهام را به جاى آريد؛ و با من ناسپاسى نكنيد.
گاه نيز شكر و كفر در مقابل هم به كار رفتهاند:
قَالَ الَّذِى عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّى لِيَبْلُوَنِى أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّى غَنِيٌّ كَرِيمٌ؛[٢] كسى كه نزد او دانشى از كتاب [الهى] بود، گفت: «من آن را پيش از آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مىآورم.» پس چون [سليمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر ديد، گفت: «اين از فضل پروردگار من است، تا مرا بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مىكنم.
و هر كس سپاس گزارد، تنها به سود خويش سپاس مىگزارد، و هر كس ناسپاسى كند، بىگمان پروردگارم بىنياز و كريم است.»
بنابراين ريشه ايمان، روحيه سپاسگزارى است و ريشه كفر روحيه ناسپاسى. از اين رو بايد گفت سپاسگزارى در برابر نعمت و نعمتدهنده از بديهيات است؛ اساساً تفاوت زندگى انسانى و حيوانى در شكرگزارى كردن يا نكردن است. از اين رو، كسانى كه در برابر نعمتهاى خداوند ناسپاساند يا نعمتهاى خداوند را نمىشناسند و از آن غافلاند، همان طغيانگراناند.
بنابراين دليل شكرگزارى مؤمن در برابر نعمتهاى خداوند عبارت است از:
١. فطرت انسانى سالم كه شاكر بودن در برابر نعمت و صاحب نعمت را اقتضا مىكند؛
٢. شناخت نعمتهاى الهى و اينكه همه آنها از آنِ خداوند است؛
٣. توجه به نعمتهاى الهى.
مراتب و درجات شكر
شكر نيز مانند ديگر صفتهاى ايمانى مراتب و درجاتى دارد. به هر ميزان كه شناخت فرد از نعمتهاى خداوند ژرفتر و دلشادى او صافىتر و استفاده او از نعمتها در مسير مطلوب
[١] - بقره( ٢): ١٥٢
[٢] - نمل( ٢٧): ٤٠