اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٧٤ - مفهوم خوف و رجا
شكر هر نعمت- هرچند بزرگ باشد- اين است كه خدا را بر آن، سپاس گويى.[١]
در سيره معصومان عليهم السلام شكر جايگاه ويژهاى دارد. بهعنوان مثال پيامبر صلى الله عليه و آله شبى در خانه عايشه بود. عايشه از ايشان پرسيد: چرا خودتان را چنين به زحمت مىاندازيد، با اينكه خداوند همه گناهان شما را آمرزيده است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب فرمود: «آيا نبايد بندهاى شاكر باشم؟»[٢]
در روايت ديگرى آمده است: پيامبر صلى الله عليه و آله سوار بر شتر در حال مسافرت بود. ناگهان از شتر پياده شد و پنج بار سجده كرد. هنگامى كه سوار شد، اصحاب به او عرض كردند: اى رسول خدا! كارى انجام دادى كه ما انجام نمىدهيم؟ فرمود:
آرى، جبرئيل نزد من آمد و از جانب خداوند بشارتهايى داد. براى هر بشارت الهى سجدهاى كردم.[٣]
هشامبن احمر نيز نقل مىكند:
در اطراف ميدنه همراه با امامكاظم عليه السلام بوديم كه ناگهان امام عليه السلام از مركب پياده شد و به سجده افتاد و سجده امام طولانى شد. سپس سر برداشت و سوار شد. عرض كردم: فدايت شوم! سجده را طولانى كردى؟ فرمود: نعمتهايى را كه خداوند به من عطا كرده بود، به خاطر آوردم و دلم خواست از خداوند سپاسگزارى كنم.[٤]
منشأ شكر
چرا مؤمن شكرگزار نعمتهاى خداوند است؟ از نظر قرآن تفاوت مؤمن و كافر در سپاسگزارى مؤمن، و ناسپاسى كافر در برابر خداوند است. خداوند در قرآن مىفرمايد:
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا؛[٥] ما راه را بدو نموديم؛ يا سپاسگزار خواهد بود و يا ناسپاسگزار.
[١] - همان
[٢] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٩٥
[٣] - همان، ص ٩٨
[٤] - همان، ص ٩٩
[٥] - انسان( ٧٦): ٣