اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٦٨ - راه رسيدن به محبت خدا و پيامبر
خود فراهم مىشود. در صدر اسلام نيز مواردى از اين طرز فكر بوده كه پيامبر صلى الله عليه و آله با آن برخورد نموده است. بعد از نزول آيه «وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُو مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» تعدادى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله كار و زندگى را رها كرده، كنج عزلت گزيدند و به عبادت مشغول شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله از اين ماجرا مطلع شد و كار آنان را نپسنديد و فرمود:
من مردى را كه دهانش را باز كرده و بگويد «خدايا مرا روزى ده»، درحالىكه كار و تلاش را كنار گذاشته، دشمن مىدارم.[١]
بر اين پايه، توكل به خداوند به معناى رها كردن كار و تلاش براى تأمين نيازهاى زندگى نيست، بلكه مؤمن بايد افزون بر كار و تلاش، و در كنار آن، تنها به خداوند اميدوار باشد و بداند مؤثر واقعى در جهان تنها اوست. در روايتى آمده است: عربى از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: شترم را عقال كنم و بر خدا توكل كنم، يا او را رها كنم و بر خدا توكل كنم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ فرمود:
عقالش كن و بر خدا توكل كن.[٢] امامصادق عليه السلام نيز چنين مىفرمايد:
بهدست آوردن روزى از راه حلال را وامَگذار؛ زيرا تو را در ديندارى يارى مىكند. مركبت را ببند و توكل كن.[٣]
بنابراين توكل به خدا بدين معناست كه انسان در رسيدن به هدفهاى خود افزون بر فراهم آوردن اسباب و شرايط لازم، تحقق اهداف خود را تنها منوط به خواست و اراده خدا مىداند و در اين راه تنها به او اميدوار است؛ چرا كه مىداند اين اسباب نيز محكوم قدرت و اراده خدايند. از اين رو در برخى روايات آمده است كه مشيت خداوند بر اين قرار گرفته كه فعاليتها و پديدههاى اينجهانى بر پايه نظام اسباب و مسببات و علل و معلولات جريان يابد.[٤] به همين دليل بدون فراهم آمدن اسباب و شرايط لازم هيچ امرى (جز در مواردى معدود مانند معجزه) تحقق نمىيابد. بنابراين تفاوت مؤمن و غيرمؤمن در اين است كه غيرمؤمن همه اميد و اتكايش به همين اسباب
[١] - ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسايل، ج ١٣، ص ١٥
[٢] - محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٤، ص ٣٦٦١
[٣] - همان
[٤] - محمدبن حسن حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج ١، ٤٨٦