اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٤٥ - راه رسيدن به صفت عفت
در سخنان معصومان عليهم السلام نيز بر اين اصل تأكيد شده است. در اين باره امامصادق عليه السلام مىفرمايد:
خداوند متعال مؤمنان را از يك ريشه آفريده است. هيچ مؤمنى از اين ريشه خارج نيست و هيچ غير مؤمنى از اين ريشه نروييده است. سوگند به خدا مَثل آنان مَثل سر در بدن و مَثل انگشتان در كف دست است. پس اگر از كسى خلاف اين را ديديد، بىترديد بدانيد كه منافق است.[١]
اين روايت بيانگر آن است كه مؤمنان چون اعضاى يك بدن، در همه امور با يكديگر همكارى و هميارى دارند.
|
بنى آدم اعضاى يك پيكرند |
كه در آفرينش ز يك گوهرند |
|
|
چو عضوى به درد آورد روزگار |
دگر عضوها را نماند قرار |
|
اميرالمؤمنين عليه السلام نيز مردم را به هميارى در پيروى از خدا فرامىخواند:
اى مردم! بشتابيد به هميارى در پيروى از دستورهاى خداوند، اقامه عدل مطلوب او، وفاى به پيمان او و انصاف با او در همه حقوق او، كه بنده به چيزى مانند خيرخواهى در اين امر و هميارى نيكو در آن نيازمند نيست. ... ولى يكى از حقوق واجب خداوند عزوجل بر بندگان، هميارى در اقامه حق در ميان آنها است.[٢]
خوارى در راه اطاعت خداوند، به عزت نزديكتر از هميارى در معصيت خداوند است.[٣]
مفهوم هميارى در كارهاى نيك
تعاون و هميارى به معناى يارى كردن يكديگر است. آنچه توضيح بيشترى مىطلبد، مفهوم «بِرّ» و «تقوا» و «اثم» و «عدوان» است. علامه طباطبايى مىگويد:
مراد از «بِرّ» در اين آيه- چنانكه در آيه ١٧٧ سوره بقره آمده است- ايمان و نيكو انجام دادن
[١] - محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٤٦، ص ٣٠٤
[٢] - همان، ج ٤٧، ص ٣٥٦
[٣] - همان، ج ٥٧، ص ٥٦