اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٦٩ - ٢ تسليم بودن در برابر خدا
و شرايط است، ولى مؤمن اين اسباب را نيز محكوم و مقهور قدرت و اراده خداوند مىداند. از نظر مؤمن، اين شرايط تنها واسطهاى است كه اراده خداوند از طريق آنها در اين جهان جريان مىيابد.
ممكن است در اينجا پرسيده شود آيا توكل به خداوند با اعتماد به نفس- كه در روانشناسى آن را از ويژگىهاى ضرورى شخصيت سالم مىدانند- ناسازگار است؟ پاسخ اينكه، اگر اعتماد به نفس به معناى پيدايش اين باور در انسان باشد كه هر كارى را مىتواند انجام دهد، گرچه با خواست و اراده خداوند مخالف باشد، چنين اعتماد به نفسى با توكل در تنافى است. در قرآن موارد مختلفى از چنين اعتماد به نفسهايى و پايان شوم آنها بيان شده است. براى نمونه، فرعون كه در برابر موسى عليه السلام به مخالفت برخاسته و دعوت او را نمىپذيرفت، اطمينان داشت كه مىتواند در برابر موسى عليه السلام و خداى او مبارزه كند و بر آنان پيروز شود. اما سرانجامِ اين مبارزه ناشى از اعتماد به نفس، به مرگ فرعون و نابودى حكومت او انجاميد. اما اگر اعتماد به نفس بدين معنا باشد كه انسان در چارچوب نظامى كه خداوند بر اين دنيا حاكم كرده، با تلاش و كوشش نيازهاى خود را تأمين كند، به هيچ رو با توكل ناسازگارى ندارد.
منشأ توكل
صفت توكل در مؤمن از نوع نگرش او به جهان هستى و جايگاه خدا و انسان و ديگر آفريدهها مايه مىگيرد. بر پايه منابع اسلامى، جهان هستى و تمام موجودات آن آفريده دست قدرتمند خداوندست. تمام اين جهان قلمرو حكومت خدا و همه آنچه روى مىدهد، محكوم اراده اوست. به بيانى نيكوتر، مؤثر و فاعل حقيقى در جهان هستى تنها خداوندست و ديگر سببها و فاعلها سببيت و فاعليت خود را از خداوند گرفتهاند، از اين رو تا زمانى مؤثر و فاعلاند كه خداوند اراده كرده و هرگاه خداوند اراده كند، فاعليت آنها باطل خواهد شد. بر پايه اين جهانبينى، بديهى است مؤمن جز بر خداوند اعتماد و اتكا نخواهد كرد. على عليه السلام منشأ توكل را اعتماد به خدا، يقين و ايمان قوى مىداند:
توكل [ناشى] از قوت يقين است؛ حٌسن توكل نشاندهنده حُسن يقين است؛ آنكه در ايمان قوىتر باشد، به خداوند بيشتر توكل مىكند، و كسى كه به خدا اعتماد داشته باشد، بر او توكل مىكند.[١]
[١] - محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٤، ص ٣٦٥٩