اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٢١ - اهميت و ضرورت اخلاق
با اين علوم نيز روشن شود. در اين قسمت نخست تفاوت علم اخلاق با حقوق و سپس رابطه آن با فلسفه اخلاق، روانشناسى و علوم تربيتى را بررسى مىكنيم.
علم اخلاق و علم حقوق: اين دو علم هر دو از علوم عملىاند و گزارههاى آنها تجويزى است، اما با اين همه، تفاوتهايى نيز دارند كه در اينجا برخى از آنها را بهاختصار بيان مىكنيم:
نخست اينكه دستاورد علم حقوق كه به صورت قانون عرضه مىشود، ضمانت اجراى بيرونى دارد؛ بدين معنا كه دولت موظف است قوانين را پس از تصويب اجرا كند و متخلفان را به مجازات رساند. در مقابل، قواعد اخلاقى ضمانت اجراى بيرونى ندارند؛ بدين بيان كه حكومت عهدهدار اجراى قواعد اخلاقى نيست و اگر كسى از ارزشها يا هنجارهاى اخلاقى سر پيچد، دولت وى را مجازات نمىكند، چراكه تنها ضمانت اجرايىِ قواعد اخلاقى، وجدان درونى انسانهاست.
دوم آنكه علم حقوق عهدهدار وضع قوانينى است كه روابط اجتماعى مردم را در اين دنيا نظم مىبخشد، از اين رو به رفتارهاى فردى انسانها و رفتارهاى آنها در ارتباط با خدا و تنظيم اين رفتارها توجهى ندارد؛ درحالىكه اخلاق تنظيم همه رفتارهاى انسان را برعهده دارد، خواه اين رفتارها فردى باشد يا جمعى، در ارتباط با خدا باشد، يا در ارتباط با خود و يا ديگران.
سوم آنكه هدف نهايى اخلاق اين است كه انسان را به كمال شايسته انسانى برساند، اما هدف حقوق تنها تأمين مصالح دنيوى افراد جامعه است و به مصالح معنوى آنها توجهى ندارد.
البته بايد گفت ممكن است برخى قواعد اخلاقى به صورت قانون درآيد. براى مثال، توهين به ديگران كه نوعى سرپيچى از قواعد اخلاقى است، در قانون نيز جرم محسوب شود.
در اين صورت قاعده اخلاقى مذكور ويژگىهاى قانون حقوقى را نيز خواهد داشت.
علم اخلاق و فلسفه اخلاق: چنانكه گفته شد، علم اخلاق از صفتهاى خوب و بد، رفتارهاى متناسب با آنها و راههاى كسب صفتهاى خوب و دورى از صفتهاى بد بحث مىكند. براى مثال، وقتى در علم اخلاق از صفت شجاعت بهعنوان فضيلت سخن مىرود، رفتارهايى چون نترسيدن از جنگ و حضور در جبهه، حمله كردن به صفوف دشمن و مانند آن، متناسب با اين صفت ذكر مىشوند و آنگاه علم اخلاق راههاى ايجاد صفت شجاعت را در انسان بيان مىكند.