اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٥٣ - توانمندى انسان براى اخلاقى زيستن
در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است:
محبت علىبن ابىطالب زشتىها را نابود مىكند، چنانكه آتشْ هيزم را.[١]
همچنين ايشان فرمود:
سوگند به آنكه مرا به حق برانگيخت! خداوند از هيچ بندهاى كار نيكى را نمىپذيرد تا از او درباره محبت علىبن ابىطالب بپرسد.[٢]
اكنون كه جايگاه محبت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام در اسلام آشكار شد، بهتر آن است كه اندكى از مفهوم محبت نيز سخن بگوييم.
مفهوم محبت
محبت در لغت به معناى دوستى و علاقه است كه مىتوان آن را به طور كلى به محبت خود و محبت ديگران تقسيم كرد. دوستى ديگران از يكسو محبت به پدر و مادر و همسر و فرزند و از سوى ديگر محبت به هموطنان و همنوعان را دربرمىگيرد. اما آنچه از ويژگىهاى مؤمن به شمار مىآيد و در متون دينى بر آن تأكيد شده، محبت به خداوند و پس از آن محبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام است. البته اين بدان معنا نيست كه مؤمن به ديگران محبتى ندارد، بلكه آنان را دوست دارد و اين محبت در طول محبت وى به خداست. به ديگر سخن، زبان حال مؤمن اين است: «عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از او است.»[٣]
[١] - محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٢٧، ص ١٣٦
[٢] - همان، ص ٣١١
[٣] - مولوى عشق به خدا را با ديگر عشقها و محبتها مقايسه مىكند و عشق خدا را بر آنها ترجيح مىدهد؛ چرا كه محبتهاى ديگر فانى و زوالپذيرند:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|