اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٢٨ - مفهوم عدل و انصاف
٣. قناعت: در رواياتى از اميرالمؤمنين عليه السلام مىخوانيم:
كسى كه نفس خود را به قناعت وادارد، نفسش او را بر پاكى و عفت يارى مىكند.[١]
ريشه عفت قناعت است.[٢]
راضى بودن به مقدار كفايت به عفت مىانجامد.[٣]
٤. غيرت: در روايتى مىخوانيم:
عفت مرد به اندازه غيرت اوست.[٤]
مطابق اين روايت، شخص غيرتمند، عفيف و پاكدامن است و شخص بىغيرت نيز آلوده دامن. در روايتى ديگر عفت نشانه غيرت به شمار آمده است.[٥]
آثار عفت
چنانكه پيشتر گفته شد، عفت به معناى رعايت اعتدال در استفاده از نعمتهاى حلال است كه در مقابل آن، شره و خمود قرار دارد. شره افراط در شهوت شكم و دامن است و خمود نيز تفريط در اين دو.[٦]
شُبَّر درباره آثار سوء زيادهروى در شهوت شكم مىگويد: شكم سرچشمه شهوات و محل روييدن جميع آفات و دردهاست. در صورتى كه به شهوت شكم پاسخ مثبت دهى، به دنبال آن شهوت دامن و حرص و ولع به رابطه جنسى پديد مىآيد. هنگامى كه اين دو شهوت با هم
جمع شوند، انسان به مال و جاه رغبت مىيابد؛ چرا كه اين دو، ابزار افزونىِ خوراكىها و شهوترانى است و چون در صدد جمع مال برآيد، انواع ظلمتها و اقسام رقابتها پديد مىآيد و از اينها است
[١] - همان، ص ٢٠٠٨
[٢] - همان
[٣] - همان
[٤] - همان
[٥] - همان
[٦] - بنگريد به: ملااحمد نراقى، معراج السعادة، ص ٢٣٩- ٢٣٤