اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٩٦ - ٤ طمع
حضرت در بيانى ديگر مىفرمايد:
از نشانههاى خوشبختى، استوارى سخنان و رفتارهاى همراه با رفق و مداراست.[١]
در روايتى از امام زينالعابدين عليه السلام آمده است:
هر بامداد، زبان انسان به همه اعضاى او رو مىكند و مىگويد: حالتان چطور است؟
مىگويند: خوبيم، به شرط آنكه تو ما را به حال خود بگذارى. سپس او را به خدا سوگند مىدهند كه مراعات حال ما را بكن كه ما به سبب تو پاداش مىگيريم و عذاب مىشويم.[٢]
بدين سبب، معصومان عليهم السلام پيروان خود را به حفظ و مراقبت از زبان بسيار سفارش مىكردند. در روايتى مىخوانيم: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسولخدا! مرا سفارشى كن. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: زبانت را نگهدار. وى اين سؤال را سه بار تكرار كرد و همان جواب را شنيد. پيامبر صلى الله عليه و آله در مرتبه آخر فرمود: واى بر تو! آيا مردم را جز درويدههاى زبانشان به رو در آتش جهنم مىافكند؟[٣]
مفهوم لجامگسيختگى زبان
اگر اعضاى جامعه هر سخنى را كه مطابق ميل و خواسته آنهاست، بر زبان آورند و بهناحق هر كسى را متهم به كارهاى ناكرده كنند، همدلى و سازگارى اعضاى جامعه به اختلاف و دشمنى تبديل شده، نظام جامعه از ميان مىرود و جامعه بهتدريج دچار فروپاشى مىشود. بنابراين در هر جامعهاى انسان ناچار است محدوديتهايى را بر رفتار و گفتار خود اعمال كند.
در نظام اخلاقى اسلام، قواعد و هنجارهاى سخن گفتن همان هنجارهايى است كه در قرآن و روايات بيان شده است. در اسلام غيبت كردن، دروغ گفتن، چاپلوسى، مسخره كردن،
افشاى اسرار، تهمت زدن و مانند آنها حرام است. بنابراين، از نظر اسلام زبان لجامگسيخته زبانى است كه در مقام سخن گفتن، معيارها و محدوديتهاى دينى را ناديده مىگيرد.
[١] - همان
[٢] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ١١٥
[٣] - همان