اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٤٢ - هدف انسان
روايتى آمده است كه عمروبن سعيد از ياران امامصادق عليه السلام مىگويد: به امام عرض كردم من نمىتوانم مكرر شما را ملاقات كنم؛ توصيهاى بفرماييد تا به آن عمل كنم.
امام عليه السلام فرمود: تو را به تقواى خدا و پارسايى و سعى و تلاش [در انجام دستورهاى دينى] توصيه مىكنم. بدان كه سعى و تلاش بدون پارسايى سودى ندارد.[١]
اين روايت آشكارا بيان مىدارد كه از نظر امامصادق عليه السلام رستگارى انسان جز با تلاش در انجام دستورهاى خداوند ميسر نمىشود.
در روايت ديگرى از امامباقر عليه السلام خطاب به برخى از ياران آن حضرت آمده است:
به خدا سوگند! بوى شما و روح شما را دوست مىدارم. شما بر دين خدا و فرشتگان او هستيد. مرا با پارسايى و كوشش خود [در انجام دستورهاى دينى] يارى كنيد.[٢]
از آنچه گفتيم، روشن شد كه انسان بر اساس متون اسلامى از همه توانايىهاى شناختى، ارادى و عملى براى شناخت فضيلتها و رذيلتهاى اخلاقى و انتخاب فضيلتها و دورى از رذيلتها برخوردار است و از همين رو توانايى اخلاقى زيستن را دارد.
با اين وجود، پندارهايى درمورد انسان و اخلاقى زيستن او وجود دارد كه چهبسا مانع گام برداشتن فرد در مسير بندگى خدا گردد و پيمودن اين مسير را ناممكن بنمايد. در ادامه برخى از آنها را بهاختصار بيان مىكنيم:
١. خلق و خوى انسان تغييرناپذير است: از ديرباز در ميان دانشمندان علم اخلاق اين بحث مطرح بوده كه آيا صفتهاى انسانى قابلتغيير است؟ در اين باب سه نظريه مطرح است: عدهاى معتقدند صفات انسانى تغييرپذير نيستند؛ برخى ديگر صفتهاى انسانى را قابلتغيير مىدانند و بعضى نيز گفتهاند برخى صفتها تغييرپذير و برخى نيز تغييرناپذيرند.
كسانى كه به تغييرناپذيرى اخلاق انسانى معتقدند، مىگويند اخلاق تابع گوهر انسان است. كسانى كه از سرشت پاك و نيك برخوردارند، اخلاقشان نيكوست و آنانى كه سرشت ناپاك دارند،
[١] - محمد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٧٦
[٢] - همان، ص ١٨٧