اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٤٣ - هدف انسان
از صفتهاى اخلاقى خوب بىبهرهاند.
|
چون بود اصل گوهرى قابل |
تربيت را در او اثر باشد |
|
|
هيچ صيقل نكو نداند كرد |
آهنى را كه بد گهر باشد |
|
|
سگ به درياى هفتگانه مشوى |
كه چو تر شد پليدتر باشد |
|
|
خر عيسى گرش به مكه برند |
چون بيايد هنوز خر باشد[١] |
|
از نظر اينان تغييراتى كه در اخلاق انسانى به وجود مىآيد، موقتى است؛ زيرا اين تغييرات ناشى از عوامل خارجى چون نصيحت و تنبيه است و با از بين رفتن آنها انسان به اخلاق اصلى خود بازخواهد گشت، همانند درجه حرارت آب كه با از ميان رفتن عامل خارجى به حالت پيشين بازمىگردد. خلاصه آنكه از نظر اين افراد صفتهاى انسانى تابع نوع آفرينش روح و جسم افراد است و چون نوع آفرينش اينها قابلتغيير نيست، صفتهاى انسانى نيز تغييرناپذيرند.
در مقابل، كسانى كه قائل به تغييرپذيرى اخلاق هستند، مىگويند اخلاق انسان با سرشت و طينت انسانى ارتباط دارد، اما اين بدان معنا نيست كه هرگونه سرشت و آفرينش لزوماً به اخلاق و رفتار خاصى منجر شود، بلكه هر گونهاى از طينت و آفرينش، آمادگى و استعداد بيشترى براى پذيرش گونههاى خاصى از صفتهاى اخلاقى را داراست. با اين همه، انسان مىتواند از بروز آن صفتها جلوگيرى كرده، صفتهاى ديگرى را به وجود آورد. براى مثال، كسى كه دچار ضعف اعصاب است، آمادگى بيشترى براى تندخويى دارد، اما همين فرد مىتواند با تمرين و تكرار از بروز تندخويى جلوگيرى كند، همانگونه كه افرادى كه از نظر وراثتى در معرض برخى بيمارىها هستند، مىتوانند با اتخاذ تدابيرى خاص، مانع بروز آنها شوند.
البته تأثير عوامل خارجى مىتواند ثابت و دائمى باشد، نه موقت و گذرا؛ مانند تأثير تعليم و تربيت در ايجاد توانايى خواندن و نوشتن. فردى ممكن است در طول دو يا سه سال تعليم و تربيت، توانايى خواندن و نوشتن و حساب كردن را بيابد و براى هميشه آن را نگاه دارد؛ زيرا بقاى آن، مشروط به تمرين و تكرار است، نه تعليم و تربيت. صفتهاى اخلاقى نيز
[١] - سعدى شيرازى، گلستان، ص ١٥٤.