اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٣٠ - رويكردهاى مختلف در اخلاق اسلامى
استاد محمدتقى جعفرى مىنويسد:
پرسش از فلسفه و هدف حيات به هيچ وجه تازگى نداشته، از دورانهاى قديم در هر جامعهاى افراد فراوانى با اشكال گوناگونى، از موضوع مزبور پىجويى كرده و با عقايد و اعمالى كه از آن دورانها به يادگار مانده است، پاسخ قانعكنندهاى درباره آن موضوع تهيه شده است. اگرچه سؤال صريح و مستقيم درباره فلسفه و هدف حيات در دورانهاى ماقبل سه قرن اخير چنان شيوع و رواج نداشته است كه مانند امروز بهعنوان مسئله روز جلوهاى داشته باشد، ولى به طور كنايه و غيرمستقيم و [با] فدا كردن هستى خويش در راه ايدئولوژىها، بهخوبى نشان دادهاند كه سؤال مزبور با مطرح كردن مجموع كلى- حيات كه سپرى مىكردند- براى آنان با اهميت تلقى شده.[١]
در فرهنگ اسلامى نيز اين پرسشها مطرح بوده كه بسيارى از آيات قرآن بدانها پاسخ داده است:
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ؛[٢] آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريدهايم و اينكه شما به سوى ما بازگردانيده نمىشويد؟
وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ؛[٣] و آسمان و زمين و آنچه را كه ميان اين دو است به باطل نيافريديم، اين گمان كسانى است كه كافر شده [و حقپوشى كرده] اند، پس واى از آتش بر كسانى كه كافر شدهاند.
در منابع روايى نيز روايات متعددى به اين مسائل پرداختهاند. شهيد مطهرى[٤] از امامعلى عليه السلام روايتى بدين مضمون نقل مىكند:
رحم الله امرءاً علم من أين؟ و فى أين؟ و الى أين؟؛
خداوند رحمت كند كسى را كه بداند از كجا آمده، در كجاست و به كجا مىرود.
[١] - محمدتقى جعفرى، آفرينش انسان، ج ٧، ص ٥٢٥
[٢] - مؤمنون( ٢٣): ١١٦
[٣] - ص( ٣٨): ٢٧
[٤] - مرتضى مطهرى، مقدمهاى بر جهانبينى اسلامى، ص ٢٨٩