اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٠٩ - راه رسيدن به اعتدال
يكى از موانع مهم احسان به ديگران، بهويژه والدين، تكبر و غرور است. خداوند در ادامه آيهاى كه در آن به احسان به والدين و نزديكان امر مىكند، مىفرمايد:
إِنَّ اللّهَ لَا يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا؛[١] خدا كسى را كه متكبّر و فخرفروش است دوست نمىدارد.
برخى مفسران گفتهاند با توجه به اين آيه، تكبر يكى از مهمترين علتهاى سر باز زدن از اداى حقوق مردم بهويژه والدين است.[٢]
بنابراين براى رسيدن به مقام احسان مىبايد نخست به منشأ احسان، يعنى ولىنعمتى و همنوعى ديگران توجه يافت و سپس مانع احسان، يعنى تكبر و غرور را از ميان برداشت.
٢. عدل و انصاف
عدل و انصاف از ديرباز در اخلاق جايگاه والايى داشتهاند. بسيارى از مباحث در آثار افلاطون و ارسطو به چيستى جامعه عادل، فرد عادل، چگونگى تربيت انسان عادل و چگونگى تشكيل جامعه عادل اختصاص يافته است.
در اخلاق اسلامى نيز عدالت جايگاهى ممتاز دارد. خداوند در قرآنكريم همه را به عدل فرامىخواند:
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِى الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ؛[٣] در حقيقت، خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مىدارد. به شما اندرز مىدهد، باشد كه پندگيريد.
بهويژه پيامبر صلى الله عليه و آله را به رعايت عدالت ميان مردم دستور مىدهد:
وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ؛[٤] و بگو: «به هر كتابى كه خدا نازل كرده است ايمان آوردم و مأمور شدم كه ميان شما عدالت كنم.»
[١] - نساء( ٤): ٣٦
[٢] - بنگريد به: مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج ٣، ص ٣٨٧
[٣] - نحل( ١٦): ٩٠
[٤] - شورى( ٤٢): ١٥