اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٤٤ - آيين بندگى
تحتتأثير رفتارهاى خاص و تكرار آن رفتارها به وجود مىآيند. اگر فردى عمل نيك يا رفتار زشتى انجام دهد، اين عمل تأثيرى مثبت يا منفى در او بر جاى مىنهد و تكرار آن نيز موجب مىشود اين تأثير قوىتر گشته و كمكم كيفيتى خاص (فضيلت يا رذيلت اخلاقى خاصى) در او ايجاد شود. اين كيفيتها پس از پيدايش و جاگرفتن در وجود آدمى، به حيات خود ادامه مىدهند و منشأ رفتارهاى متناسب با خود مىگردند، هرچند منشأ پيدايش آنها از ميان رفته باشد.
اين نظريه با متون اسلامى نيز سازگار است. اصولًا فرستادن پيامبران و كتابهاى آسمانى براى هدايت انسانها نشاندهنده تغييرپذيرى اخلاق و رفتار انسانهاست، در غير اين صورت ارسال رسل و انزال كتب امرى بيهوده و لغو مىبود.
پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «من مبعوث شدم تا مكارم اخلاق را تكميل كنم.» كه اين روايت نيز بيانكننده تغييرپذيرى اخلاق انسانى است؛ زيرا اگر خلق و خوى انسانى قابلتغيير نبود، تكميل مكارم اخلاقى نيز معنا نداشت.
بدين ترتيب، هم بر اساس متون دينى و هم بر پايه تجربيات و يافتههاى عقلى، اخلاق انسانى تغييرپذير است، هرچند برخى افراد آمادگى بيشترى براى پذيرش برخى صفتها و رفتارها دارند و برخى آمادگى كمتر.
البته ناگفته نماند آمادگى انسان براى تغيير، هميشه به يك اندازه نيست. انسانها در دوره كودكى و نوجوانى بيشترين آمادگى را براى پذيرش تغيير دارند، اما بهتدريج از ميزان تغييرپذيرى كاسته مىشود و افراد مسن بسيار كمتر از جوانان آمادگى پذيرش تغيير را دارا هستند.
همانگونه كه گفته شد، دسته سوم از علماى اخلاق معتقدند برخى صفتهاى انسانى قابلتغيير و برخى ديگر تغييرناپذيرند. از نظر اينان، صفتهاى فطرى انسان تغييرناپذير و صفتهاى اكتسابى تغييرپذير هستند. به نظر مىرسد صفتهاى اخلاقى عمدتاً از صفتهاى اكتسابىاند. به همين جهت، اين نظريه عملًا در زمينه اخلاق با نظر دوم تفاوتى ندارد.
٢. اخلاقى زيستن مستلزم از بين رفتن شهوت و غضب در انسان است و اين محال است: اگر كسى از اخلاق اسلامى چنين پندارى داشته باشد، طبيعى است كه اخلاقى زيستن را كارى