اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٢٦ - ٢ عدل و انصاف
امامباقر عليه السلام نيز چنين فرمود:
خداوند به چيزى برتر از عفت شكم و دامن عبادت نشده است.[١]
همچنين در روايتى از ابوبصير نقل شده است كه مردى به امامباقر عليه السلام عرض كرد: من كمعمل هستم و روزه كم مىگيرم، ولى اميدوارم جز حلال نخورم. امام عليه السلام به او فرمود: «چه كوششى [در راه خدا] برتر از عفت شكم و دامن است؟»[٢]
مفهوم عفت
عفت در لغت به معناى بازداشتن نفس از كارهاى ناپسند و زشت است[٣] و در علم اخلاق به حالتى نفسانى گفته مىشود كه بر اثر اعتدال قوه شهويه به وجود مىآيد و انسان را از افراط و تفريط در شهوت بازمىدارد. بزرگان علم اخلاق برآناند كه اعتدال در قوه شهويه زمانى حاصل مىشود كه قوه شهويه در كنترل قوه عاقله قرار گيرد.
عفت بدين معنا عام و شامل همه رفتارهايى است كه به قصد ارضاى ميلى نفسانى انجام مىشود. با اين همه بيشتر دانشمندان اخلاق، عفت را تنها درمورد شهوت خوردن و آشاميدن و شهوت جنسى به كار مىبرند. براى نمونه، نراقى در باب عفت مىگويد: عفت عبارت است از فرمانبردارى قوه شهويه از قوه عاقله به گونهاى كه قوه شهويه در امور مربوط به خوردن و آشاميدن و مسائل جنسى پيرو امر و نهى عقل باشد.[٤] شايد اين كاربرد انحصارى بدينرو باشد كه قوىترين و مهمترين ميل نفسانى در انسان ميل به خوردن و رابطه جنسى است.
عفت به معناى پيشگفته (اعتدال در خوردن و آشاميدن و رابطه جنسى) تنها ناظر به كميت ارضاى شهوت خوردن و شهوت جنسى است و به كيفيت آن نظر ندارد. از اين رو، اگر كسى از غذايى كه متعلق به ديگرى است، بدون اجازه او به اندازهاى بخورد كه سير شود يا با زنى كه همسر شرعى او نيست، به اندازهاى كه شهوت جنسى او ارضا شود رابطه داشته باشد، از قلمرو عفت خارج نشده است؛
[١] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٨٠
[٢] - همان
[٣] - ابراهيم انيس و ديگران، المعجم الوسيط، ذيل ماده عفف
[٤] - بنگريد به: ملااحمد نراقى، معراج السعادة، ص ٢٤٣