اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٧٢ - آثار تسليم بودن در برابر خدا
٥. شكر
شكر وجه تمايز زندگى انسانى از حيوانى است.[١] و در قرآن و روايات بر آن بسيار تأكيد شده است. در برخى آيات، خداوند بهصراحت انسان را به شكرگزارى از خود فرامىخواند:
بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِّنْ الشَّاكِرِينَ؛[٢] بلكه خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش.
در آيهاى ديگر مىفرمايد:
فَاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِى وَلَا تَكْفُرُونِ؛[٣] پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم؛ و شكرانهام را به جاى آريد؛ و با من ناسپاسى نكنيد.
آنچه بهروشنى اهميت اين صفت را نشان مىدهد، اين است كه خداوند خود را نيز داراى اين صفت مىداند:
مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيماً؛[٤] اگر سپاس بداريد و ايمان آوريد، خدا مىخواهد با عذاب شما چه كند؟ و خدا همواره سپاسپذير [حقّشناسِ] داناست.
قرآن شكرگزارى از خداوند را نتيجه حكمت و فرزانگى مىداند:
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ؛[٥] و به راستى، لقمان را حكمت داديم كه: خدا را سپاس بگزار و هر كه سپاس بگزارد، تنها براى خود سپاس مىگزارد؛ و هر كس كفران كند، در حقيقت، خدا بىنياز ستوده است.
از اين آيه برمىآيد كه شكرگزارى از خداوند دستورى تعبدى نيست، و اگر هم دستورى
[١] - محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٤، ص ١٤٨٤
[٢] - زمر( ٣٩): ٦٦
[٣] - بقره( ٢): ١٥٢
[٤] - نساء( ٤): ١٤٧
[٥] - لقمان( ٣١): ١٢