اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٩ - اهميت و ضرورت اخلاق
شود رفتارهاى صادر از ما زيبا و پسنديده باشند و درعينحال اين رفتارها بهآسانى و بدون مشقت و سختى از ما صادر شوند.[١]
وى در باره خُلق نيز مىگويد:
حالتى است كه باعث مىشود افعال مناسب با آن بدون نياز به فكر و تأمل از فرد صادر شود.[٢]
بنابراين، از نظر ابنمسكويه علم اخلاق، صفتهاى خوب و بد و راههاى اكتساب صفتهاى خوب و دورى از صفتهاى بد را بيان مىكند.
خواجه نصيرالدين طوسى در تعريف علم اخلاق آورده است:
علم است به آنكه نفس انسانى را چگونه خلقى اكتساب تواند كرد كه جملگى افعالى كه به ارادت او از او صادر شود، جميل و محمود بود.[٣]
بنابراين از نظر خواجه اين علم بيانكننده صفتهايى است كه انسان بايد در خود ايجاد كند تا رفتارهاى ارادى صادرشده از او همگى نيكو و پسنديده باشد. از اين رو، وى در علم اخلاق، هم از صفتهاى خوب و بد و هم از چگونگى كسب صفتهاى خوب و دورى از صفتهاى بد بحث مىكند.
ملا احمد نراقى در معراج السعاده تعريفى از علم اخلاق به دست نداده است، اما در بيان فايده اخلاق گفته است:
فايده علم اخلاق پاك ساختن نفس است از صفتهاى رذيله و آراستن آن به ملكات جميله كه از آن به تهذيب اخلاق تعبير مىشود.[٤]
بر اين پايه، از نظر ايشان در علم اخلاق از فضايل و رذايل و از چگونگى اكتساب فضايل و زدودن رذايل بحث مىشود.
[١] - ابنمسكويه، تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق، ص ٢٧
[٢] - همان، ص ٥١
[٣] - خواجه نصيرالدين طوسى، اخلاق ناصرى، ص ٤٨
[٤] - ملا احمد نراقى، معراج السعاده، ص ١٩