اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٧٦ - آثار خوف و رجا
خداوند باشد، درجه شكر او نيز بالاتر خواهد بود. غزالى منشأ دلشادى كسى كه نعمتى به او مىرسد را يكى از اين سه چيز مىداند: ١. نيازى از نيازهاى او تأمين شده است؛ ٢. وى آن نعمت را نشانه توجه و عنايت خداوند به خود مىداند؛ ٣. آن را وسيلهاى مىداند براى تقرب بيشتر به خداوند.[١] دلشادى اول اساساً شكر نيست، دومى نيز گرچه شكر است، هنوز به اوج آن نرسيده اما سومى بالاترين مرتبه شكر است. در روايات آمده است: حقِ شكرگزارى از خداوند، آن است كه انسان بداند نمىتواند نعمتهاى خداوند را چنانكه بايسته است، شكر بگويد؛ زيرا شكرگزارى از نعمتهاى خداوند نيز نعمتى ديگر از جانب اوست بر انسان.[٢]
آثار شكر
در روايات علاوه بر آثار اخروى شكر به آثار دنيوى آن نيز اشاره شده كه مهمترين آن افزايش نعمت و دوام آن است. در آيات و روايات بر اين موضوع تأكيد شده كه شكرگزارى در برابر نعمتها موجب افزايش نعمت مىشود:
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ؛[٣] و آنگاه كه پروردگارتان اعلام كرد كه اگر واقعاً سپاسگزارى كنيد، [نعمت] شما را افزون خواهم كرد، و اگر ناسپاسى نماييد، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.
در روايات نيز همين مضمون بيان شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
خداوند باب شكر را بر بندهاى نمىگشايد تا باب زيادى نعمت را بر او ببندد.[٤]
در روايتى ديگر از امامصادق عليه السلام مىخوانيم:
آن را كه بر تو نعمتى داده است، سپاس بگزار و بر آن كه سپاس مىگزارد، نعمت ده، كه
[١] - ابوحامد محمد غزالى، كيمياى سعادت، ج ٢، ص ٣٦٠
[٢] - امامصادق عليه السلام فرمود:« خداوند به موسى وحى فرستاد كه اى موسى! مرا چنانكه بايد، شكر كن. موسى عرض كرد: خدايا! چگونه تو را چنانكه سزاوار تو است شكر كنم، درحالىكه هر شكرى كه بهجا مىآورم، نعمتى است كه به من عطا مىكنى؟ خداوند فرمود: موسى! اكنون كه دانستى شكر تو هم نعمتى است از سوى من، شكر مرا بهجا آوردى.»( محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٩٨.)
[٣] - ابراهيم( ١٤): ٧
[٤] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٩٤