اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٨٢ - راه دورى از گناه
مذموم و ناپسند نيست، بلكه در برخى موارد ممدوح نيز هست. در روايتى از امامصادق عليه السلام مىخوانيم:
مؤمن غبطه مىبرد، ولى حسد نمىورزد. منافق حسد مىورزد و غبطه نمىبرد.[١]
برخى دانشمندان اخلاق براى حسد مراتبى ذكر كردهاند. ملااحمد نراقى براى حسد چهار مرتبه بيان مىكند:
مرتبه اول كه از همه بدتر است، اين است كه شخص حسود دوست دارد نعمتى را كه در اختيار ديگرى است، از ميان برود، هرچند هيچ سودى به خود او نرسد. مرتبه دوم آن است كه دوست دارد نعمت ديگرى زايل شود تا خود او آن را بهدست آورد. اين مرتبه از حسد نيز صفتى ناپسند و حرام است. مرتبه سوم آن است كه دوست دارد نعمتى را كه ديگرى دارد، داشته باشد، اما بدان سبب كه توانايى بهدست آوردن آن را ندارد، دوست دارد نعمتى كه در اختيار ديگرى است نيز از ميان برود و اگر خود او توان از ميان بردن نعمت محسود را داشته باشد، آن را از ميان مىبرد. مرتبه چهارم مانند مرتبه سوم است؛ تنها تفاوت در اين است كه اگر او توانايى نابود كردن نعمت محسود را داشته باشد، آن را از ميان نمىبرد.
همه اين مراتب حرام و ناپسند هستند، هرچند شدت رذالت و حرمت در مراتب پايينتر كمتر است.[٢]
آثار حسد
حسد آثار سوئى دارد و آدمى را به رفتارهاى ناپسند وامىدارد. مفسران علت كشتن هابيل را حسادت برادرش به وى مىدانند.[٣] همچنين آنچه موجب شد برادران يوسف او را به چاه اندازند، حسادت آنان به يوسف بود؛ زيرا يعقوب وى را بيش از ديگر فرزندان دوست داشت.[٤]
در سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام نيز به آثار حسد بسيار پرداخته شده كه برخى از آنها را بهاختصار بيان مىنماييم.
[١] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٣٠٧
[٢] - بنگريد به: ملااحمد نراقى، معراج السعاده، ص ٢٢٩
[٣] - بنگريد به: مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج ٤، ص ٣٥٠
[٤] - بنگريد به: همان، ج ٩، ص ٣٢١