اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١١٨ - مفهوم احسان
قرآن به مسلمانان دستور مىدهد همواره گروهى از آنان عهدهدار اين وظيفه باشند:
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛[١] و بايد از ميان شما، گروهى، [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند، و آنان همان رستگارانند.
در سخنان اولياى دين نيز بر اين ويژگى بسيار تأكيد شده است. پيامبراكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كسى مردم را به كارهاى پسنديده فرابخواند و از كارهاى ناشايست بازدارد، جانشين خدا و فرستاده او در زمين است.[٢]
امامعلى عليه السلام نيز مىفرمايد:
امربهمعروف برترين اعمال مردم است.[٣]
هدف و غايت دين امربهمعروف و نهىازمنكر و برپاداشتن حدود الهى است.[٤]
امامباقر عليه السلام در بيانى مىفرمايد:
امربهمعروف و نهىازمنكر واجبى عظيم است كه ديگر واجبهاى الهى با آن برپا مىشود.
امربهمعروف و نهىازمنكر راه پيامبران و روش صالحان است؛ واجب بزرگى است كه به وسيله آن ديگر فريضهها اقامه، راهها امن، درآمدها حلال، مظالم بازگردانده، زمين آباد و حق از دشمنان گرفته و كارها مستقيم مىشود.[٥]
اهميت اين مسئله تا بدانجاست كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
همانا خداوند عزوجل مؤمن سست را كه دين ندارد، دشمن مىدارد. عرض كردند: اى
[١] - آل عمران( ٣): ١٠٤
[٢] - محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٣، ص ١٩٤٠
[٣] - همان، ص ١٩٤١
[٤] - همان
[٥] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٥، ص ٥٦