اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٥٤ - توانمندى انسان براى اخلاقى زيستن
منشأ محبت
علماى اخلاق معتقدند منشأ همه محبتها، فطرت كمالجوى آدمى است. به سخن ديگر، خداوند گوهر وجود انسان را چنان سرشته كه دوستدار كمال و دشمن نقص است. بدين رو، هر انسانى صرفنظر از دين و جهانبينى مقبول خود و نژاد و زمان و مكانى كه در آن مىزيد، دوستدار كمال است. انسان، زيبايى، توانايى و دانايى را دوست دارد؛ زيرا هر يك از اينها كمال است و از جهل، زشتى، ضعف و مانند آن نيز بيزار است.
بر پايه جهانبينى اسلامى خداوند كمال مطلق است و هيچ ضعف و نقصى در او راه ندارد.
همه كمالهاى موجود در اين جهان نيز جلوهاى از كمال خداوند است. بدين سبب، اگر كسى خداوند را چنانكه بايد، بشناسد و بداند او داراى همه صفات كمالى است و همه كمالات ديگر موجودات پرتويى از كمال الهىاند، خودبهخود شيفته و دوستدار او خواهد شد.[١]
پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام نيز بر پايه جهانبينى اسلامى، از همه مردمان برتر و كاملترند.
در روايات مختلفى به اين مطلب اشاره شده كه اين بزرگان مقربترين مردمان نزد خداوند هستند و كلماتى كه آدم از پروردگار آموخت و با توسل به آنها از خدا آمرزش خواست و خداوند نيز آن را اجابت كرد، جز نام مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام نبود. افزون بر اين، در روايات اسلامى تصريح شده كه هدف از آفرينش آسمان و زمين و جهان هستى، فراهم آمدن زمينه براى آفرينش پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام است.[٢] بدين ترتيب، اگر كسى خداوند و پيامبر صلى الله عليه و آله و اهلبيت عليهم السلام او را بهدرستى بشناسد و با صفتهاى كمالى آنها آشنا شود، خودبهخود محبت آنان در دل او جاى مىگيرد.
[١] - اين مطلب در ادبيات اسلامى نيز بازتابى گسترده دارد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - بنگريد به: محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ١٥، ص ١٢ و ج ٢٤، ص ٢