اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ١٢٧ - مفهوم عدل و انصاف
حال آنكه در نظام اخلاقى اسلام، عفت يعنى بازداشتن نفس از محرمات الهى و محدود كردن نفس به امورى كه خداوند انجام آن را جايز دانسته است.
به همين رو، فارابى در تعريف عفت گفته است: عفيف انسانى است كه به آنچه سنت در باب خوردنىها و آشاميدنىها و روابط جنسى لازم شمرده عمل كند، بىآنكه شوق و شهوتى زايد بر آنچه سنت ايجاب كرده، داشته باشد.[١] بنابراين اگر كسى كه بسيار گرسنه است، لقمهاى از غذاى ديگرى بدون اجازه او بخورد، كارى خلاف عفت انجام داده، مگر اينكه بداند او راضى است. همين مطلب درباره شهوت جنسى نيز صادق است. گواه اين ادعا سخنى است كه قرآن در باب خوردن و آشاميدن مىفرمايد: از نعمتهاى پاكيزه و حلال بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد.[٢] در اين آيات براى ارضاى ميل به خوردن دو نوع شرط بيان شده: شرط كيفى كه همان حلال و پاكيزه بودن غذاست و شرط كمّى كه به اندازه خوردن و زيادهروى نكردن است.
سرچشمههاى عفت
در سخنان معصومان عليهم السلام به برخى از ريشههاى عفت اشاره شده كه آنها را فهرستوار بيان مىكنيم:
١. عقل و خرد: در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده است:
كسى كه خردمند و عاقل است، عفت مىورزد.[٣]
٢. خودشناسى: امام على عليه السلام مىفرمايد:
براى كسى كه خود را شناخته، شايسته است ملازم قناعت و عفت باشد.[٤]
[١] - قاسمعلى كوچنانى، فرهنگ اخلاق، ص ٣٨٢
[٢] -« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، ازنعمتهاى پاكيزهاى كه روزى شما كردهايم، بخوريد و خدا را شكر كنيد اگر تنها او را مىپرستيد.»( بقره( ٢): ١٧٢.)؛« يَا بَنِى آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلَا تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛ اى فرزندان آدم، جامه خود را در هر نمازى برگيريد، و بخوريد و بياشاميد و[ لى] زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمىدارد.»( اعراف( ٧): ٣١.)
[٣] - محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج ٣، ص ٢٠٠٦
[٤] - همان، ص ٢٠٠٩