اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٩٧ - ٧ اخلاص
بىپايان و آرزوهاى دستنيافتنى درپى مىآورد.[١] اما كسى كه دلبسته دنيا نباشد، از اين گرفتارىها رسته است و با آرامش خاطر زندگى خواهد كرد.
٢. دورى از گناهان: در روايات است كه دلبستگى به دنيا و شهوتهاى دنيوى سرچشمه تمام گناهان و خطاهاست.[٢] آدم عليه السلام بدان رو از دستور خداوند سرپيچى كرد كه شيفته درخت ممنوعه شد و هابيل از آن روى قابيل را كشت كه به برادر خود حسد ورزيد و اين روند همچنان تا به امروز ادامه دارد. بنابراين كسى كه دل در گرو دنيا نداشته باشد و به اندازه كفاف خود قناعت كند، از بسيارى از گناهان نيز به دور خواهد بود. بدين سبب، در روايتى از امام سجاد عليه السلام آمده است:
پس از معرفت خداوند عزوجل و معرفت پيامبر هيچ عملى برتر از دشمنى دنيا نيست.[٣]
٣. بىنيازى از ديگران: كسى كه در زندگى ميانهروى پيشه كند و از اسراف و تبذير بپرهيزد، هيچگاه نيازمند ديگران نمىشود. در روايات بسيارى به اين موضوع اشاره شده است.
امامصادق عليه السلام فرمود:
اگر كسى ميانهروى كند، ضمانت مىكنم فقير نشود.[٤]
مرده ريگ اسراف، نيازمندى است و مرده ريگ ميانهروى، بىنيازى.[٥]
راه رسيدن به اعتدال
نخستين گام در اين راه كسب بينش صحيح نسبت به دنيا و نعمتهاى آن است. اگر كسى نگرشى اسلامى نداشته باشد، نمىتواند در بهرهبردارى از نعمتهاى دنيا به اين اصل پايبند باشد. دومين گام، مهار كردن گرايشهاى طبيعى در انسان است. انسان هيچگاه از نعمتهاى اين دنيا
[١] - محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٢، ص ٣٢٠
[٢] - همان، ص ٣١٥
[٣] - همان، ص ٣١٧
[٤] - همان، ج ٤، ص ٥٣
[٥] - همان