اخلاق اسلامى - داودى، محمد - الصفحة ٣٨ - هدفمندى انسان
اگر مفاد اين روايت را ضميمه آياتى كنيم كه وظيفه پيامبر صلى الله عليه و آله را دعوت مردم به بندگى خدا و ابلاغ دستورهاى الهى و بيان آيينبندگى مىدانند، روشن مىشود مكارم اخلاق در واقع همان آيين و رسم بندگى خداست كه پيامبر صلى الله عليه و آله مبعوث شده تا آن را كامل براى مردم بيان كند.
افزون بر اين، بر اساس برخى روايات اخلاق و ايمان معادل يكديگرند. از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده است:
أَكْمَلُكُمْ إِيمَاناً أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً؛[١]
كاملترين شما از نظر ايمان نيكخوترين شماست.
در اين روايت حُسن خلق معادل كمال ايمان دانسته شده؛ يعنى هر چه اخلاق فرد نيكوتر باشد، ايمان او نيز كاملتر است. در روايت ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
أَقْرَبُكُمْ مِنِّى مَجْلِساً يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَحْسَنُكُمْ خُلُقاً وَ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ؛[٢]
نزديكترين افراد به من در روز قيامت كسى است كه از همه نيكخوتر باشد و بيش از ديگران به خانوادهاش رسيدگى كند.
بر پايه اين روايت رابطه مستقيم و مثبتى ميان ايمان و درجات آن با اخلاق و ميزان تخلق به آن وجود دارد؛ به گونهاى كه مىتوان گفت اخلاق اسلامى و تخلق به آن معادل تدين به دين اسلام است. بنابراين دستكم بخش عمدهاى از آداب ديندارى و بندگى را بايد در اخلاق اسلامى كاويد.
حال بايد پرسيد آيا انسان توانايى عمل به دستورهاى اخلاقى اسلام، تزكيه نفس از رذايل و آراستن آن به فضايل اخلاقى را دارد؟ به عبارت ديگر، آيا انسان مىتواند اخلاقى زندگى كند؟
توانمندى انسان براى اخلاقى زيستن
اين بحث پيشينهاى طولانى دارد و تقريباً همه كتابهاى اخلاقى به آن پرداختهاند.[٣] در ادامه مىكوشيم
[١] - محمدبن حسن حرّ عاملى، وسايل الشيعه، ج ١٢، ص ١٥٢
[٢] - همان، ص ١٥٣
[٣] - بنگريد به: ابنمسكويه، تهذيب الاخلاق، مقاله دوم، ص ٥١؛ ابوحامد محمد غزالى، كيمياى سعادت، ج ١، ص ٦٥؛ ملامهدى نراقى، جامع السعادات، ج ١، ص ٢٢؛ ملااحمد نراقى، معراج السعاده، ص ١٧