اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ٤٩ - ٢ مقصد رشد و ارزش انسان در حيات اجتماعى
امام على (ع) نيز فرمود:
من نيك مىدانم كه چگونه مىتوان شما را اصلاح كرد و از كجى به راستى آورد، اما هرگز اصلاح شما را با تباه كردن خود [روا] نمىبينم.[١]
توجه به مسئوليت اجتماعى و پرداختن بدان بهقدرى مهم است كه عبادات فردى نيز جايگزين آن نمىشود و نمىتوان به بهانه عبادت پروردگار از آن سر باززد. امام كاظم (ع) آن هنگام كه در زندان هارون بود، چنين مناجات مىكرد:
پروردگارا! از تو درخواست كرده بودم كه مرا براى عبادت خود فارغ گردانى. تو را شكر مىگويم كه چنين نعمتى نصيبم كردى.[٢]
از اين بيان آشكار مىگردد كه انسان در ميانه اجتماع، حق ندارد تنها به امور عبادى بپردازد، بلكه تا وقتى در جامعه اثرگذار است، در اين خصوص وظيفهاى مهم بر دوش دارد.[٣]
انسان مؤمن همانگونه كه درپى تحقق «انسان آرمانى» است، به «جامعه آرمانى» نيز مىانديشد و براى اين منظور درپى آن است كه مهارتها و توانايىهاى لازم را بهدست آورد. شيعه على (ع) مىكوشد در فرايند انتظار فرج- كه افضل اعمال است- خود را براي كارگزارى دولت مهدوى (عج) آماده سازد تا در روزگار حضور معصوم، سكاندارى شايسته و بازويى توانا براى اجراى عدالت و بسط توحيد باشد. چنين كسى متناسب با ابعاد تأثير اجتماعى و ميزان خدمتي كه انجام مىدهد، مورد توجه ويژه امام عصر (عج) است.
[١] - وَ إِنِّي لَعَالِمٌ بمَا يُصْلِحُكمْ وَ يُقِيمُ أَوَدَكمْ وَ لَكنِّي لَا أَرَي إِصْلَاحَكمْ بإِفْسَادِ نَفْسِي.( نهجالبلاغه، خطبه ٦٩.)
[٢] - اللّهُمَّ انّك تَعلَمُ انّي كنتُ أسألُك ان تَفرِغَني لِعِبادَتِك، اللّهُمّ وَ قَد فَعَلتَ فَلَك الحَمدُ.( محمد بن محمد مفيد، الارشاد، ج ٢، ص ٢٤٠.)
[٣] - نبايد ميان رشد فردى و تكاليف اجتماعى تزاحمى تصور شود؛ زيرا رشد فردى انسان به بندگى است و بندگى خدا در گرو انجام وظيفه تحقق مىيابد. اگر انسان دو وظيفه فردى و اجتماعى را به موازات يكديگر داشته باشد، رشد او در انجام وظيفه در هر دو حوزه است و نبايد يكى از آنها مانع انجام ديگرى شود.« إِنَّا سَنُلْقِيعَلَيْك قَوْلًا ثَقِيلًا^ إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا^ إِنَّ لَك فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا؛ درحقيقت ما بهزودى بر تو گفتارى گرانبار القا مىكنيم. قطعاً برخاستن شب، رنجش بيشتر و گفتار[ در آن هنگام] راستينتر است[ و] تو را در روز، آمدوشدى دراز است.»( مزمل( ٧٣): ٧- ٥.)