اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٣٨ - پيامدها
ج) قناعت
گفته شد كه انسان طبيعتاً بىنهايتجو و زيادهخواه است و به حد خاصى رضايت نمىدهد. اين ويژگى موجب مىشود آدمى در تلاش دائم براي يافتن كمالات بيشتر باشد. برخلاف انتظار، دنياى مادى ظرفيت ارضاى خواستههاى بىكران انسان را ندارد و هرچه او از نعمتهاى دنيوى بهرهمندتر باشد، نياز بيشترى احساس مىكند. بىشك نمىتوان تمام نعمتهاى دنيوى را به هركس كه خواهان آن است، عطا نمود، از اينرو امكان ارضاى نياز مادى همه انسانها وجود ندارد. آگاهى از اين موضوع سبب مىگردد آدمى اين دنيا را براى ارضاى نياز خود شايسته نداند و با شناخت نيازهاى حقيقى خود درپى ارضاى صحيح آن برآيد. اما از آنجا كه هرگز نمىتوان بدون پارهاى برخوردارىها به حيات ادامه داد، توجه به دنيا و نعمتهاى آن نيز بايد مطمحنظر باشد.
و با آنچه خدايت داده، سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن.[١]
از جمع اين دو موضوع مىتوان به اين نتيجه عقلانى رسيد كه بايد در زندگى دنيوى و تأمين ماديات به اندك رضايت داد و بهرغم اهداف متعالي كه در آن مىبايد همتى بلند و پايدار داشت، در زندگى مادى بايد قناعت ورزيد؛ بدين معنا كه به دارايى موجود بسنده نمود و از نيازهاى موهوم پرهيز كرد. بنابراين قناعت در ابتدا كنترل رفتار نيست، بلكه مهار نيازهاست و فرد را چنان مىسازد كه به آنچه ندارد و در دسترس او نيست ابتدا احساس نياز نكند. نقطه مقابل قناعت حرص و طمع است كه بدان خواهيم پرداخت.
پيامدها
قناعت و بسندگى، حسرت امور دستنيافتني يا دور از دسترس را مىزدايد و اندوه تمناى نداشتهها را پايان مىدهد.
كسي كه قناعت ورزيد، اندوه نمىبرد.[٢]
[١] -« وَابْتَغِ فِيمَا آتَاك اللهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَك مِنْ الدُّنْيَا.»( قصص( ٢٨): ٧٧.)
[٢] - من قنع لم يغتم.( عبدالواحد تميمىآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ٩٠٨٤.)