اخلاق اسلامى مبانى و مفاهيم - عليزاده، مهدى - الصفحة ١٣٧ - راهكارها
ضوابطى روشن مىتوان به مديريت نفس همت گمارد و بدان نظم و سامان داد. در اين صورت آشكار مىشود كدام خواستهها و گرايشها صحيح است و كداميك به زشتى امر مىكند و كجا بايد با آن مدارا نمود و در چه موردى بايد با آن مخالفت ورزيد. برنامه روشني كه مديريت نفس بايد براساس آن صورت گيرد، شريعت نام دارد.
شريعت تمرين نفس است.[١]
شريعت برنامهاى عملى بهدست مىدهد كه در راستاى رشد، هماهنگ با خواستههاى متعالى و در تعارض با تمايلات بازدارنده و پست بشرى تنظيم شده است. شريعت به انسان امكان مىدهد كه در ميان گرايشهاى معارض داورى و گزينش كند.
خواستههاى خلاف شريعت پرتگاههاى خطرناكى است كه بايد از آن دورى گزيد، اما ساير خواستهها معمولًا مسير شكوفايى و رشد را مىنماياند. درون انسان خواستههاى متضادى وجود دارد كه اگر موارد نادرست حذف شود، خواستههاى خوب و سازنده باقى مىمانند و مىرويند. چنين كسى خير و صلاح را بهخوبى درك مىكند و با شوق به سوى آن جذب مىشود.[٢] اگر انضباط رفتارى و پايبندى به قانون مشخص وجود نداشته باشد، روح سركش و عافيتجوى انسان از سنگينى عمل مىگريزد، اما الگوى رفتارى منضبط و مشخص، انسان را از سردرگمى مىرهاند.
اى بندگان خدا! همانا بهترين و محبوبترين بنده نزد خدا بندهاى است كه خدا او را در پيكار با نفس يارى داده است.[٣]
بىگمان عمل مداوم به واجبات و ترك حرام و مراقبه مستمر موجب پيدايش ملكه تقوا در روح انسان مىگردد.[٤]
[١] - الشريعة رياضة النفس.( عبدالواحد تميمىآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ح ٤٧٩١.)
[٢] - عند تحقق الاخلاص تستنير البصائر.( همان، ح ٣٩١٤.)
[٣] - عبادَ الله! انّ مِن احَبِ عبادِ الله اليه، عبداً اعانهُ الله علي نفسِهِ.( نهجالبلاغه، خطبه ٨٧.)
[٤] - براى نمونه بنگريد به: بقره( ٢): ١٧٩، ١٨٣ و ١٨٧؛ آلعمران( ٣): ١٣٣ و ١٣٤؛ انعام( ٦): ١٥٣؛ اعراف( ٧): ١٥٦؛ روم( ٣٠): ٣١.