مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤٥ - ١٦ - اجتهاد نابجا!
كه پس از داخل شدن حاصل مىگردد، ولى تعبير «استيناس» نكتهاى دقيق دربر دارد كه استيذان فاقد آن است و آن اينكه شخصى كه اجازه مىگيرد، هرگاه با خرسندى و خوشايند اهل خانه مواجه نشد درست نيست وارد شود هرچند به ظاهر اجازه دهند، چه بسا از روى شرم و حيا اجازه داده باشند، ولى چنانچه رضايت خاطر و طيب نفس آنان را احساس نمود به سلامتى و با خاطرى آسوده وارد مىشود.
اين مطالب، بر دانشمند زبردستى مثل ابن عباس- كه به ريزهكارىها و رموز سخن كاملا آشناست- مخفى نمىماند.
همچنين نسبت دادهاند كه- به پندار او- آيه «وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً»[١] در اصل بهگونهاى ديگر بوده و آنچه بر زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد «و/ وصّى/ ربّك ...» بود، ولى- هنگام نوشتن- قلم كاتب مركّب زيادى برداشت، در نتيجه «واو» به «صاد» چسبيد[٢]، با توجه به اينكه در دورانهاى نخستين، مصحفها با نقطه و شكل خاصى نوشته نمىشد.
گفته است: اگر قضاى الهى بود، ديگر كسى به خدا شرك نمىورزيد. همين پندار به «ضحاك» هم نسبت داده شده است.[٣]
بايد دانست كه اين، نظريهاى فاسد و مخالف اجماع امت اسلام است و شايد نمونهاى از اجتهاد در برابر نصّ باشد.
[در توضيح آن مىگوييم] قضاى الهى دو گونه است: تكوينى و تشريعى.
درست است از قضاى تكوينى الهى نمىتوان جلوگيرى كرد «وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛[٤] و هنگامى كه فرمان قطعى (وجود) چيزى را صادر كند،
[١] . اسراء( ١٧) آيه ٢٣: پروردگارت فرمان قطعى داده كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد.
[٢] . الدر المنثور، ج ٤، ص ١٧٠.
[٣] . الاتقان، ج ١، ص ١٨٥.
[٤] . بقره( ٢) آيه ١١٧.