مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٨٨ - پاسخ ابن طاووس
در بحثهاى آينده خواهيم خواند كه اين كتاب را يكى از شاگردان قمى- معروف به «ابو الفضل علوى»[١]- گردآورى كرده و بيشتر مطالب آن از قمى نيست، بلكه آميختهاى از تفسيرهاى مختلف، از جمله تفسير «ابو الجارود» معروف به سرحوب سركرده جاروديّه[٢] است كه سخت مورد سرزنش و نفرين امام صادق عليه السّلام قرار گرفت.
به راستى چه شده كه خاورشناس علّامه، امثال اين كتابها را- كه نزد شيعه و پيشوايان و دانشمندان آنها از درجه اعتبار ساقط مىباشد- منابع مطمئن براى مطالعه و بررسى آراى شيعه در تفسير قرار داده است؟!
خداوند- بزرگ و بلندمرتبه- چه زيبا مىفرمايد: «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ؛[٣] خداوند براى هركس نور قرار ندهد، هيچ نورى ندارد.»
در اينجا توجه به چند نكته، ضرورى است:
١. آنچه «گلدزيهر» در مورد سوره احزاب و ديگر سورهها به شيعه نسبت داده دروغ محض است و در هيچيك از كتابها و رسالههاى شيعيان اثرى از آن يافت نمىشود و در هيچ سند معتبرى از آنان نقل نشده است.
آرى! در كتب صحاح نقل شده كه «عروة بن زبير» به خالهاش «عايشه» نسبت مىدهد كه گفت: «سوره احزاب در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تلاوت مىشد و دويست آيه بود، اما هنگامى كه عثمان قرآنها را تدوين و هماهنگ كرد به بيش از مقدار كنونى دست نيافتيم.»[٤]
همين مطلب به صحابى بزرگوار «ابى بن كعب» نيز نسبت داده شده[٥] گرچه
[١] . وضعيّت اين شخص نامعلوم است.
[٢] . يك تيره از زيديّه كه راه غلو در پيش گرفته بودند.
[٣] . نور( ٢٤) آيه ٤٠.
[٤] . الاتقان، ج ٣، ص ٧٢.
[٥] . احمد بن حنبل، مسند، ج ٥، ص ١٣٢ و محلّى، ج ١١، ص ٢٣. سند اين حديث- به پندار ابن حزم- چنان صحيح است كه جاى هيچگونه گفتگويى ندارد.