مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧١ - بزرگان شيعه و عدم تحريف قرآن
وصايت و امامت آن حضرت، پس چرا خود امير المؤمنين و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و ديگر اصحاب- كه هميشه بر خلافت امير المؤمنين عليه السّلام استدلال مىكردند- به اين آيات روشن و براهين قاطع قرآنى احتجاج نكردهاند و چرا تنها به احاديث نبوى استدلال مىنمودند با اينكه- طبق ادّعاى شما- قرآن [با آن صراحت] پيش رويشان بود؟!
اگر به راستى اينگونه بود چرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حجّة الوداع- كه در اواخر نزول وحى و در آخرين سال عمر شريفش انجام شد- از ابلاغ يك آيه درباره جانشينى حضرت على عليه السّلام هراس داشت تا جايى كه خداوند متعال به او تأمين داده مىگويد:
«... وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ...؛[١] خداوند تو را از [گزند] مردم نگه مىدارد»؟
و چرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هنگام رحلت، تقاضاى قلم و دوات نمود تا مشخّصا نام حضرت على عليه السّلام را براى جانشينى خود بنويسد؟ آيا [به پندار شما] فكر مىكرد وصيّتش از وحى الهى مؤثرتر است؟
در نتيجه، بطلان اين گفتار دردآور و نظريّه فاسد، روشنتر از آن است كه بر انسان عاقلى مخفى بماند، اما [متأسفانه] اين فساد، علىرغم نظر دانشمندان اسلام و نگهبانان شريعت پيامبر خاتم، شايع و پراكنده گشت.»[٢]
٢٢. در پايان يادآور مىشويم كه استاد گرانقدر ما حضرت «آية الله خوئى»- ره- نيز در اين زمينه بهطور گسترده و همهجانبه بحث كردهاند و ما در اين نوشتار از شيوه ايشان پيروى نموديم. ازاينرو عنوان بحث را نيز از كتاب وى برگرفتيم.[٣] هميشه انديشههاى گرانبها و مترقى ايشان سرشار از خير و بركت بوده و هست.
اين بود شمهاى از با ارزشترين سخنان و آراى چهرههاى درخشان دانشمندان
[١] . مائده( ٥) آيه ٦٧.
[٢] . برداشت از حاشيه امام بر كفاية الاصول، نسخه آماده چاپ.
[٣] . البيان، صص ٢١٥- ٢٥٤.