مصونيت قرآن از تحريف - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٠ - بزرگان شيعه و عدم تحريف قرآن
نازل كرده- ندارد.»[١]
ايشان گفتار شديد اللحن و گستردهترى دارد درباره «حجّيّت ظواهر قرآن» در برابر كسانى كه پنداشتهاند قرآن ظهور ندارد، چون دچار تحريف گشته و تحريف، موجب اجمال و گنگى مطالب آن شده است. مىگويد: «اين ادّعا ممنوع و پوچ است، چرا كه قرآن هرگز تحريف نشده و اين عقيده محققان و صاحبنظران اسلام- از شيعه و سنى- است.
براى توضيح بيشتر، مىگوييم: آيا به راستى واقعيّت همانطور است كه نويسنده كتاب «فصل الخطاب» پنداشته است؛ همان كتابى كه نه به علم كسى مىافزايد و نه وظيفهاى ايجاب مىكند. وى با گردآورى و درهم آميختن رواياتى سست و ضعيف، اين كتاب را سرهم كرده است، اما بايد دانست كه اصحاب بويژه پيشينيان خردمند ما- مثل نويسندگان كتب اربعه[٢]- از آن اعراض كرده و حريم روايات و كتب اصيل شيعه را از آن پاك ساختهاند.
تازه اين، حال بيشتر كتابهاى روايى وى- مثل مستدرك- است. از چگونگى ديگر كتابهايش نپرس كه آكنده از قصهها و حكايات عجيب و غريبى است كه بسيارى از آنها به شوخى شبيهتر است تا به مطالب جدّى، با اينكه وى شخصى شايسته و پژوهشگر بوده، اما [متأسفانه] كمتر به مطالب سودمند پرداخته است.
جاى بسى شگفتى است كه چگونه دانشمندان و هوشمندان معاصرش غفلت ورزيده و پيشگيرى نكردند تا اينكه آنچه نبايد بشود واقع شد و مشكلاتى را آفريد كه بايد آسمانها بر آن بگريند و اى بسا بر زمين فروريزند.
بطور خلاصه اگر مسأله، آنگونه بود كه او و مانند او مىگويند؛ يعنى كتاب الهى پر بوده از نام اهلبيت و فضيلتهايشان و نام امير المؤمنين (ع) و اثبات
[١] . امام خمينى، تهذيب الاصول، تقرير علامه سبحانى، ج ٢، ص ١٦٥.
[٢] . ثقة الاسلام كلينى، شيخ صدوق و شيخ طوسى- رحمهم اللّه.