رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٤ - عقول مجرد
شيخ اشراق در اين رسائل چندين دليل بر اثبات واجب و وحدت او آورده است كه برخى از آنها با بيان اشراقى و تفصيل بيشتر در حكمة الإشراق نيز[١] آمده است و نيز در المشارع[٢]. اين دليلها عموما بر نيازمندى ممكنات و بطلان تسلسل و لزوم تناهى در سلسلههاى مترتب مجتمع، مبتنى هستند. در الألواح العمادية (بندهاى ٣٩- ٤٤) بيان اختصارى همهى دليلهايى كه در ديگر آثار شيخ هست، آمده است.
علم واجب الوجود
در الألواح العمادية (بند ٤٥) و نيز در كلمة التصوف (بند ٢٦) و اللمحات (بند ٢٧)، علم واجب را به علم نفس به خود، تنظير كرده و مىگويد نفس خود را به خود مىشناسد نه به واسطهى صورت ادراكى بلكه همين كه مجرد از ماده است و از خود غايب نيست. اين تنظير كه در آثار مشائيان نيز ديده مىشود[٣]، گر چه به صورت ديگر در حكمة الإشراق نيز آمده است[٤] اما اندك تفاوتى با آن دارد؛ چه، در حكمة الإشراق سخن از اشراق حضورى نفس و واجب الوجود مطرح است.
عقول مجرد
دربارهى صدور كثرات، بر مبناى قاعدهى «الواحد لا يصدر عنه الا الواحد» و قاعدهى «إمكان أشرف»، به مانند فارابى و ابن سينا[٥]، در الألواح العمادية (بندهاى ٥٤- ٥٥) و كلمة التصوف (بندهاى ٣٠- ٣١) و اللمحات (بندهاى ٣٧- ٣٨)، به مانند ساير آثارش[٦] عقول مجرد را واسطهى فيض الهى دانسته است. او بر خلاف مشائيان، تعداد عقول
[١] ص ص ١٠٨- ١١٠.
[٢] مجموعهى اول، ص ص ٣٨٨- ٤٠٢.
[٣] ابن سينا، الرسالة العرشية، ضمن مجموعهى رسائل چاپ حيدرآباد دكن ١٣٥٤؛ بهمنيار، التحصيل، ص ٥٧٣.
[٤] ص ص ١٥٠- ١٥٣.
[٥] فارابى، عيون المسائل، ضمن مجموعه رسائل، چاپ مصر ١٣٢٥ ه ق، ص ص ٦٨- ٦٩؛ ابن سينا، اشارات، چاپ دانشگاه تهران، ص ١٣٠؛ نجات، چاپ مصر، ص ٢٧٥ به بعد؛ بهمنيار، التحصيل، ص ٦٤٧.
[٦] حكمة الإشراق، ص ١٣٢ به بعد و موارد ديگر و المشارع( مجموعهى اول ص ٤٤٩ به بعد).