رسائل شيخ اشراق - شيخ اشراق - الصفحة ١٥ - بقاى نفس
مجرد را با تعبيرات مختلفى كه از آنها دارد، متجاوز از ده مىداند و در الألواح العمادية (بند ٥٥) بدين مطلب اشاره نموده و با آياتى نيز اين نظر را تأييد كرده است و در حكمة الإشراق و المشارع، در اين باره به تفصيل بحث كرده است[١].
افلاك
مباحث مربوط به حركات افلاك و نفوس آنها و نيز علل مفارقشان، در الألواح العمادية (بندهاى ٥٩- ٦٣) و كلمة التصوف (بندهاى ٣٣- ٣٦) و اللمحات (بندهاى ٤١- ٤٣) تقريبا با آنچه در حكمة الإشراق آمده است،[٢] يكى است و با اندك اختلافى در نظر و بيان با آنچه مشائيان گفتهاند، قرابت بسيار دارد[٣].
عوالم سهگانه
شيخ اشراق به مانند مشائيان، با قول به عقول مفارق و نفوس فلكى و انسانى و جهان مادى، در الألواح العمادية (بندهاى ٦٩- ٧٠) و كلمة التصوف (بند ٣٣) و اللمحات (بند ٤٤) وجود سه عالم: عقل (جبروت) و نفس (ملكوت) و جرم (ملك) را پذيرفته و معتقد است كه فيض الهى به ترتيب، به عقل و به واسطهى او به نفس و به وسيلهى او به جرم مىرسد و با اين بيان روشن مىكند كه هيچ مؤثرى در عالم جز واجب الوجود نيست و همهى هستى در ظل قهر و فيض او است؛ با وجود اين، در حكمة الإشراق، وجود عالم چهارمى نيز يعنى عالم مثال يا صور معلق را اثبات مىكند[٤].
بقاى نفس
شيخ اشراق به مانند مشائيان[٥] بقاى نفس را پس از مرگ تن پذيرفته است منتهى دليل آنان را مردود دانسته و خود دليل ديگرى در حكمة الاشراق[٦] اقامه كرده است. و همان را
[١] حكمة الإشراق، ص ١٣٩ و المشارع( مجموعهى اول) ص ص ٤٥١- ٤٥٢.
[٢] حكمة الإشراق، ص ص ١٧١- ١٧٧.
[٣] ابن سينا، نجات، ص ص ٢٥٨- ٢٧٣.
[٤] ص ٢٣٢.
[٥] ابن سينا، اشارات، دانشگاه تهران، ص ص ١٣٤- ١٣٥ و نجات ص ١٨٧؛ بهمنيار، التحصيل، ص ٥٦٤.
[٦] ص ص ٢٢٢- ٢٢٣.