ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٨٨ - در باره ولايت ائمه - ع
شده و دلالت بر وقوع آن ندارد؟- از مجلسى (ره)-).
فرمود: آيا چنان نيست كه خداى عز و جل از امتهاى پيش از ايشان خبر داده كه آنها پس از آمدن دليلهاى قاطع روشن اختلاف كردند در آنجا كه فرمايد: «و بعيسى بن مريم حجتها (و دليلهاى روشن) داديم و او را بروح القدس كمك كرديم، و اگر خدا ميخواست آنها كه پس از پيغمبران آمدند با وجود دليلهائى كه بر ايشان آمده بود با يك ديگر كارزار نميكردند، ولى باز هم اختلاف كردند، از آنها كسانى بودند كه ايمان داشتند و كسانى بودند كه كفر ورزيدند، و اگر خدا ميخواست با هم كارزار نميكردند ولى خدا هر چه خواهد ميكند» (سوره بقره آيه ٢٥٣) و همين آيه دليل است بر اينكه اصحاب محمد (ص) نيز پس از او اختلاف كردند پس برخى ايمان داشتند و برخى كافر شدند. (مقصود امام عليه السّلام اين است كه وقوع اختلاف و ارتداد امتها پس از پيمبرشان مطلبى است كه بصريح قرآن اتفاق افتاده و شده است و چنان نيست كه خداوند امتى را كه پيغمبرشان از دنيا رفت از ارتداد و گمراهيشان جلوگيرى كند).
[در باره ولايت ائمه- ع-]
٣٩٩- عبد الحميد بن ابى العلاء گويد: وارد مسجد الحرام شدم و چشمم بيكى از خدمتكاران امام صادق عليه السّلام افتاد، پس راه خود را بسوى او كج كردم تا از حال امام صادق عليه السّلام از او سؤال كنم، بناگاه چشمم بامام صادق عليه السّلام افتاد كه در سجده است، مدتى دراز انتظار كشيدم (كه سر از سجده بردارد) ديدم سجدهاش طول كشيد، برخاستم و چند ركعت نماز خواندم ديدم باز هم در سجده است، از آن خدمتكار پرسيدم: چه وقت بسجده رفته است؟ گفت: پيش از اينكه تو نزد ما آئى، همين كه امام عليه السّلام صداى مرا شنيد سر از سجده برداشت سپس فرمود: اى ابا محمد نزديك من بيا، من نزديك آن حضرت رفتم و بر او سلام كردم، پس پشت سر آن حضرت صدائى شنيدم، فرمود: اين سر و صدا چيست؟ عرضكردم:
جمعى از مرجئه (قائلين بجبر) و قدرية (كه كارها را بقضا و قدر منسوب كنند) و معتزله (فرقهاى از مسلمانان كه معتقدند افعال خير از خدا است و افعال شر از انسان است و عقايد ديگرى كه در كتابها مذكور است)