ترجمه روضة کافي شيخ کليني - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٣٣ - تأويل بعض از آيات
چيزهائى را كه بتو وحى مىشود رها كنى و سينهات از آن تنگ شود كه بگويند چرا گنجى باو نازل نمىشود يا فرشتهاى همراه او نمىآيد» (سوره هود آيه ١٢) فرمود: چون رسول خدا (ص) بوادى قديد (كه جايى است ميان مكه و مدينه) فرود آمد بعلى عليه السّلام فرمود: يا على من از پروردگارم خواستم كه ميان من و تو را دوستى افكند و او اين كار را كرد، و از پروردگارم خواستم كه ميان من و تو عقد اخوت و برادرى برقرار سازد و اين كار را هم كرد، و از پروردگارم خواستم كه تو را وصى من گرداند و اين كار را نيز انجام داد، پس دو نفر از قريش گفتند: بخدا يك صاع (سه كيلو) خرما در يك انبان پوسيده پيش ما محبوبتر است از آنچه محمد از پروردگارش خواسته، چرا از پروردگارش فرشتهاى نخواست كه او را بر دشمنش كمك كند، يا گنجى نخواست كه او را از تنگدستى بىنياز كند، و بخدا براى هيچ حق و باطلى بدرگاه خدا دعا نكرد جز آنكه اجابت كرد (و با اين ترتيب چرا اين دو چيز را از خدا نخواست)؟ پس خداى تعالى آيه فوق را نازل فرمود.
٥٧٣- عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق عليه السّلام تفسير اين آيه را پرسيدند: «اگر پروردگارت ميخواست همه مردم را يك امت ميكرد ولى پيوسته مختلف خواهند بود مگر كسانى كه پروردگارت بايشان رحمت كرد ...» (سوره هود آيه ١١٨- ١١٩) فرمود: مردم همه يك امت بودند خداوند پيغمبران را برانگيخت تا حجت خود را بر ايشان تمام كند.
٥٧٤- جابر از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه در تفسير گفتار خداى عز و جل: «هر كه كار